حوالی ساعت ۱۰ صبح ، دیدم که مادرم به یکی از همسایه ها زنک زده که هر وقت کاری نداشت ، یک سر به او بزند !! او هم بلافاصله اوکی داد و چند دقیقه بعد آیفون را زد ...
ادامه مطلب ...
این روزها که تب تابستان خیال فروکش کردن ندارد ؛ در مناطق ما تابستان از نیمه های مرداد شروع به کاهش دما می کند و تنها کلافگی های عصرش می ماند !؟ که امسال یکی از تخیلات هواشناسی درست از آب درآمده و تابستان مان تمام قد تابستان است !!؟
ما ، زمانی که اهل رفتن به مدرسه بودیم ؛ مخصوصا دوره ابتدایی و راهنمایی ... رفتارمان بیشتر شبیه بچه لاکپشت ها بود !؟ از خواب که بیدار می شدیم لباس می پوشیدیم و چیزی می خوردیم و راه می افتادیم ...
دیشب دلمان خوش بود که نوراخانیم ، ظهر ، نخوابیده و اول شب ، زود می خوابد ... هم بدلیل کم حوصله شدن مادر و هم خستگی بانو ، اذیت های قبل از خواب نوراخانیم سخت می شود ...
ادامه مطلب ...
دیروز عصر داشتم می رفتم سالن برای والیبال ... هوا ناجور ابری بود و هر لحظه احتمال شروع باران بود ...
ادامه مطلب ...