چیزی که تعریف می کنم شاید برای خیلی ها می افتد ولی هنوز به دائم التکرار بودنش دقت نکرده اند ... مثلا بعد از اینکه دوربین های کنترلی ساخته شدند و همه جا نصب شدند ، در بررسی های روزانه و یا موردی اتفاقات خیلی زیادی دیده می شوند که ما در روزمره از آنها بی خبریم...
دیروز در فضای مجازی خبر فوت مادر یکی از دوستان دورم را شنیدم ، این دوست که حالا از اساتید بنام خط می باشند چند سالی هست که ساکن تهران شده اند ، ما مَثَلی داریم پرتکرار که می گوید " تهران دریاست ... " او هم رفت تا دریایی شود !
رئیس جمهور جدید با شعارهایی به میدان آمده است که خودش بعنوان نماینده در چند دوره از ناکارآمدی قوانین و یا عدم وجود قانون در مورد آنها ، از همه بهتر خبر دارد !؟ اشتغال درست (!) متناسب سازی حقوق آنهم با وجود چندگانگی در بیمه ها و صندوق ها (!) و از طرفی شورای ناجور حقوق و دستمزد که به شدت با عدالت محوری مخالف است (!)
صد سال پیش در امریکا یک بیماری روانی بوجود آمد بنام " تب طلا " و البته خیلی هم مسری بود و بلافاصله انسان های زیادی را به دنبال خود کشید و هزاران نفر در این راه جانشان را از دست دادند و بالاخره چند تایی هم به طلا رسیدند و ...
ادامه مطلب ...
اتفاقات ناهنجار روزمره آنقدر زیاد شده اند که برای شکار یک موقعیت و اتفاق و عکس لازم نیست زمان صرف بکنی و منتظر بمانی ( مثل عکاسان نشنال جغرافی که مثلا شش ماه وقت می گذارند برای ثبت چند لحظه و شکار چند عکس ! ) یعنی وقتی توی اتوبوس نشسته ای و یا داری راه می روی و در هر حالی که هستی ، اتفاقات از جلوی چشمت رژه می روند ...
ادامه مطلب ...