روزگار برای هر روز آدم بازی خاصی دارد ... شنبه باتفاق همکاران رفته بودم فوتبال و جای بسی خوشحالی بود که بدون مصدومیت از زمین بیرون آمده بودم ، یکشنبه بدلیل اینکه وقفه های فوتبالیم زیاد می شود کمی از ناحیه مچ پا می لنگیدم و چیز ناجوری نبود ...
یکبار خوابیدم و ساعت پنج صبح بیدار شدم و از ساعت پنج تا شش شاید پنج بار خوابیدم و بیدار شدم !! خواب هایش شیرین بودند و بیدار شدن های مکررش ناراحت کننده ، به هوای ادامه خواب می خوابیدم و یک خواب تازه می دیدم ...


