یک مثلی هست که می گه : " فقیر وقتی پیدا می کند می خورد ، ثروتمند وقتی که میلش بکشد !! " ، در چندمین روز نوروز اوضاع استراحت عینهو مثل مرفهین بی درد جا افتاده است ... وقتی روز را بی خیال شده ام ، ساعت هی دور خودش بچرخد ، که چه شود !؟!؟
روزهای خوب استراحت دارند سپری می شوند و این در حالی ست که هنوز آن طور که باید و شاید توی فرم استراحت نیافتاده ام ... پریشب مانند کوچ رو ها خوابیده بودم ، و تا صبح بشود سه تا جا عوض کرده بودم ... ولی دیشب را می شد جزو عمر حساب کرد !!
امروز قرار بود برای گشت هوایی برویم ، البته من از همان دیروز به این قضیه شک داشتم !! نوبت پریدن ما که بشود آقای استاندار هم هوس پریدن می کند و هزار و یک اتفاق پیش بینی نشده رخ می دهد ، آخرین مورد هم برنامه برای عکاسی از تور دوچرخه سواری دور آذربایجان بود که به زلزله ی بوشهر ختم شد و هلی کوپتر رفت جنوب !!!