پریروز که عیدی دختر برادرم را دادم ، اخم های برادرزاده های پسر رفت توی هم !! البته قرار بود برای آنها هم عیدی فرهنگی بدهم ، ولی اتفاقاتی پیش آمد و کادوی آنها را به دیگران بخشیدم ...
امشب خانه دوستی مهمان بودیم ... مثلا به بهانه ی سالگرد تولد !!
برگشتنی محله ی آنها که تقریبا مرتفع تر محسوب می شود ،باران بود و مخلوطی از برف ، وقتی من داشتم پیاده می شدم رسما در محله ی ما برف می آمد ،شاید تا فوتورافچی به خانه شان برسد نیاز به زنجیر چرخ داشته بوده باشد !!!
فردا مراسم برف روبان داریم ...


