روز اول ...


روز آخر تعطیلات را با یک دورهمی جانانه به پایان رسانده بودم و بعد از نیم ماه تعطیلی (!) آماده و سرحال وارد روز اول کاری شدم ...

  ادامه مطلب ...

روز آخر ...


امروز روز آخر از تعطیلات آغاز سال است ،‌چند روز پیش که برای غذا دادن گربه ها به کارخانه رفته بودم مدیرمان را دیدم که برای رتق و فتق مسایل تعمیراتی آمده بود و از من پرسید : " تعطیلات خوش می گذرد ؟ " جواب دادم : " اگر دولت تا آخر فروردین تعطیلات را تمدید بکند من کلی متشکر خواهم شد !! " گفت : " خوش بحال کارخانه با این نیروهای متعهد و کارآ !!! "

  ادامه مطلب ...

سیزده ویو ، چهارده میو !!

 
امروز باید می رفتم سراغ گربه ها ، 12 و 13 که کارخانه نبود و لابد حوصله شان سر رفته بود ، از 5فروردین بعضی از همکاران تعمیراتی در کارخانه بودند و برای همین کم و بیش چیزی به آنها می رسید ، هر چند یک روز در میان من هم سری به کارخانه می زدم ...
 
ادامه مطلب ...