پنجشنبه عصر در یک برنامه ی انفجاری قرار شد برویم ددر ، قصدمان رفتن به سرعین بود و یک حضور دورهمی از نوع رفقا در آپارتمان فامیلی یکی از دوستان (!) اخیراً ساخت و ساز در سرعین خیلی بالا گرفته و تا چند سال دیگر بیشتر شبیه اروپا خواهد شد و ملتی که در تحریم کمرشان خم شده (!) می روند و آنجا آپارتمان می خرند تا هر وقت رفتند راحت باشند ...
ادامه مطلب ...
دیشب اینترنتم باز ی درآورد و منهم بیخیال شده و رفتم و خوابیدم ... امروز سر ظهری زنگ زدند و دعوت شدیم برای ددر سرپایی به سرعین !! برویم ببینیم اگر شانس داشتیم یک عکس از جبهه ی جنوبی سبلان بگیریم و کمی با دوستان دورهمی بگذرانیم ...
مثل چند سال گذشته که ماه رمضان در دل تابستان جا خوش کرده است ، بعد از کوه روی های بعد از افطار و بالا رفتن آمادگی جسمانی ، هوس یک برنامه ی نسبتاً سنگین کوهنوردی به سرم می زند ، که در این زمینه وسوسه های دوستان ناباب هم مزید بر علت است ...
ادامه مطلب ...
امروز اولین خبری که با ان مواجه شدم ، مربوط به مرگ یکی از همکاران اسبق بود که حدود ده یازده سال پیش بازنشسته شده بود ، خبر خیلی سریع پیچیده شده بود و این خود نوید سرزندگی در ارتباطات محیط کاری می تواند باشد ، قبلا یک مطلبی در مورد ضریب فراریت شایعه نوشته بودم !!
ادامه مطلب ...
