نمایشگاه کتاب و مطبوعات تبریز

 

توی بازار بودم و حرف از نمایشگاه کتاب شد که افتتاحیه اش 29 مهر بود !! یکی بود که ادعا داشت حالا دیگر زمان کتاب نیست (!) باید بروند توی دنیای مجازی فعالیت فرهنگی بکنند (!؟)

  ادامه مطلب ...

ویکند (2)

 

جمعه دیروقت به تبریز رسیده بودیم و شب هم باتفاق نوراخانیم مگر می شود راحت خوابید ... هیچ کاری هم نداشته باشد یک صداهایی درمی آورد و آدم فکر می کند بیدار شده است و بعد سرش را برگردانده و می خوابد !! مطمئنا مردم آزاری را از پدر به ارث نبرده است و نوع مردم آزاری موروثی از پدر بالای 40 سالگی به او دست می دهد !!!

  

ادامه مطلب ...

ویکند (1)

 

در دو روزی که تعطیل بود ، بی برنامه بودیم و برای همین سنگین ترین برنامه ها را اجرا کردیم ... با برودت نسبی هوا و معلوم نبودن شرایط جوی ، برنامه ریختن کمی سخت می شود ؛ مخصوصا هم که بهانه یک کودک بوده باشد !! بهرحال حوالی ساعت 11 بود که من پیشنهاد دادم ناهار جمعه را برداریم و برویم یک گوشه ای دنج ...

  

ادامه مطلب ...

روزهای پر سوژه (2)

 

این روزها خیلی ها دارند در مورد سریال ستایش حرف می زنند !! مثلا همین چند روز پیش یکی از من پرسید فردوس را می بینم !؟ من با تعجب پرسیدم : " کی باشند ؟ " با تعجب بیشتر گفت : " حشمت فردوس !! " یادم افتاد که در سریال ستایش یک همچی کاراکتری هست و گفتم : " نه ... " با تعجب خیلی فزونتری گفت : " باور نمی کنم !"

   ادامه مطلب ...