دیشب خانه ی یکی از دوستان مهمان بودیم و خانه شان در آخرین طبقه برجی بود که مشرف بر شمال شهر بود ... البته نه تنها پذیرایی که آشپزخانه و اتاق های دیگر هم پنجره ای مشرف بر چشم اندازهای زیبای شهر داشتند و تقریبا تمام شمال شهر را پوشش می دادند !!
ما مثلی داریم که می گوید : " ایلانین آغینا دا ، قره سینه ده لعنت !! " یعنی لعنت بر مار ؛ هم سفیدش و هم سیاهش !! و این مثل را برای این به کار می برند که یکی در ماهیت مار ( شخص ) شک نکرده باشد و فکر بکند که رنگ مار ( شخص ) نشان دهنده شخصیت اوست !!
ادامه مطلب ...
این روزها همه ی ما درگیر انواعی از بحث ها هستیم و همه ی آنها بنوعی به بیرون از خودمان و شخصیتی که داریم هدایت می شود !! تاثیرات محیطی و اجتماعی بر روی شخصیت ها و فعالیت ها بحث غیرقابل انکاری می باشد ولی اینکه ما چقدر خود رادر مقابل آنها عاجز می بینیم ، مشکل واقعی مردم ماست !!
ادامه مطلب ...
سواراتوبوس بودم و مسیری را سرپا ایستاده بودم ... یک صندلی خالی شد و به پیرمردی که کنارم بود گفتم که بنشیند !! خیلی تعارف کرد تا نشست !! گفتم : " اینهمه تعارف نیاز نیست ، وقتی یکی می گوید بنشین (!) حتما خودش چیزهایی را لحاظ کرده است !! "
ادامه مطلب ...
یکی از دوستان مطالبی را برایم ارسال کرده بود ؛ از طریق واتسآپ !! البته تا همین چند وقت پیش دقیقا مخالف این فکر می کرد و حتی عمل می کرد !! انشاءلله که از خر شیطان پائین آمده و بر اسب مراد سوار شده است ! جهت سهولت کارخودم (!) عینا تصویرها را می گذارم ...