دیروز دختر دوستم برایم در اینستاگرام یک مطلبی در مورد قرنطینه خانگی دایرکت کرده بود ... آنقدر تابلوی ممنوع در انتهای هر سطر داشت که یک شرایط فوق العاده اضطراری را می طلبید !! البته که شیوع یک بیماری مهلک ( فعلا نه کرونا !! ) می تواند چنین اضطراری را ایجاب کند
امروز ما هم جزو استان ها و شهرهای کرونا مثبت شدیم ... از بعد از ظهر گرد مرگ در شهر پاشیده شده است !! مردم به طرز باورنکردنی دپرس شده و در اتوبوس با شک به هم نگاه کرده و از هم فرار می کردند ...
یک سال گذشت ، نه آنقدر سریع بود که بشود گفت چشم برهم زدنی و نه آنقدر کُند بود که بگویم عمری بود ... یک سال بود و البته کمی متفاوت و حضور این فسقلی برای شکستن عادات روزمره زندگی کافی بود !!