مهر و مهربانی !!

 

مهرماه امروز مصادف بود با خلق یک حادثه معمولی و یک اتفاق بسیار نادر (!) ، علی لندی ، نوجوانی با دل بزرگ وارد خانه ای می شود که دچار حریق شده است و ناگهان تصمیم کبری را می گیرد و دست به کاری بزرگ می زند (!) او جان خود را به خطر می اندازد تا جانهایی را نجات بدهد (!) و اینگونه می شود تا یک فداکار دیگر تقویم تاریخ را ورق می زند تا صفحه ای زرین بشود !!!

   ادامه مطلب ...

ماه مدرسه !!

 

قبلاها هم در مورداول مهرماه نوشته ام و متاس5فانه اول مهر مرا بیشرت یاد محیط مدرسه می اندازد تا درس خواندن و معلم ها و ... معلم هایی که برایم عزیز بودند و تعدادشان متاسفانه به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسند (!) همیشه برایم حاضر هستند و نیازی به اول مهر ندارند ...

   ادامه مطلب ...

ماه زیبا ....

 

دیروز حوالی عصر بود که باتفاق نوراخانیم رفتیم پارک گردی ... رفتن به پارک چراغ چند گزینه را توی ذهنش روشن می کند برای همین موردی هست که هیچگاه به دعوتش نه نمی گوید !! این روزها زیاد روی بازی کردن با وسایل بازی حساسیت ندارد و چندین نوبت است که از کنار وسایل بازی رد می شویم و حرفی نمی زند !!

 

ادامه مطلب ...

سیستم های مودب !!

 

کاری ندارم که ادارات با این سیستم های کاری شان چقدر مزاحم روزانه ما هستند !؟ و آیا این همه لعنتی که ما از بابت اس ام اس های مزاحم برای اموات آنها می فرستیم (!) به دست امواتشان می رسد یا نه !؟ ولی همین که یک جایی از سیستم برنامه ای گنجانده اند تا روز تولد رسمی آدم ها تبریک بگوید خیلی جالب است !!

 

ادامه مطلب ...

ددر ممنوعه !!

 

دیروز توی خواب رفته بودم یک منطقه ی مرزی !! البته نمی دانم کجا بود ولی می گفتند که پشت روستا مرز هست !!؟ کسانی هم که می گفتند غالبا چهره های آشنایی برایم بودند و آنجا چکار می کردند را نمی دانم !!

   ادامه مطلب ...