بخور بخوره ...

 

این روزها عجیب بخور بخور شده است ... هرکسی را می بینم داستانی. در چنته از اینکه فلانی هم سرما خورده و فلانی ها هم ایضا ...

 

ادامه مطلب ...

مهمان های نوراخانیم

 

چند روز پیش مادرم رفته بود تهران پیش برادرم و بعد از ده روزی که مانده بود ، نوه را هم همراه خود آورده بود ... و نوراخانیم میزبان دخترعموی خودش بود !! در این پنج روزی که دختر عمو اینجا بود هر روز نور اخانیم می رفت تا به دخترعموهایش باشد و بقول خودش با آنها شلوغی بکند !!!!

  

ادامه مطلب ...

بازخوانی یک اتفاق !!


دیشب تلویزیون یک برنامه سیاسی - ورزشی داشت !! بعد از بازی سخت و موفق (!) مقابل عراق و صعود ایران به جام جهانی ؛ بدون نیاز به دعای مردم و هزار توسل دیگر (!) و تقارن آن با دهه فجر ... فرصت خوبی پیش آمده بود تا یک برنامه تحلیلی خاص راه بیاندازند در رابطه با بازی ایران و آمریکا ...

   ادامه مطلب ...

تعبیر سوء !!

 

همیشه وقتی یک طرف داستان شیرین هست (!) باید به داشتن طرف های تلخ هم فکر کرد !! بعضی ها فکر می کنند وقتی طرف شیرین یک موضوع را گرفته اند ، توجه به جنبه های تلخش ، نوعی بدبینی است ... بعضی ها هم کاری به طرف های برجسته و تلخ یک موضوع ندارند و دوست دارند بگردند و آن موضوعی که همرنگ به افکار خودشان هست را پررنگ بکنند ...

  ادامه مطلب ...

دوباره لرزیدیم ...

 

و امروز صبح ساعت 6 بود که دوباره لرزیدیم ... کوتاهتر از دیروزی و کمی ترسناک تر !! و از کتابخانه ام کتابی بر زمین افتاد ؛ فلسفه زیباشناسی !! حوادث غیرمترقبه و بلایای طبیعی و حتی بلایای انسانی در یک چیز مشترک هستند ؛ زیبائی را هدف می گیرند !!

   ادامه مطلب ...