-
کمی متفاوت باش !!
چهارشنبه 30 خرداد 1397 13:10
در این چند دهه که از عمرم گذشته است به یک نکته رسیده ام !! ولی اینکه آیا در این نقطه باید به این نکته می رسیدم و آیا راه کوتاهتری وجود داشت یا نه (!) باز به همین نکته ارتباط دارد !! شاید برخی از شماها در اخبار جام جهانی شنیده باشید که تیم ایسلند ، مخلوطی از بازیکنان حرفه ای ، نیمه حرفه ای و عادی می باشد و حضورشان در...
-
رو نیست که ...
چهارشنبه 30 خرداد 1397 00:01
امروز عصر بازی های ابتدائی گروههای هشتگانه در جام جهانی تمام شد و از ساعت 22/30 بازی دوم تیم ها در گروه خودشان دوباره آغاز شد ... طبق معمول روسیه بازی داشت و این بار با مصر که عنوان قهرمان آفریقا را با خود داشت ... یک نیم نگاه بی طرف و نه کارشناسانه از نوع تی وی (!!!) برای بازی های اول تیم ها نشان می داد که جریان...
-
فوتبال با اینترنت ...
دوشنبه 28 خرداد 1397 19:24
دیشب برای تماشای فوتبال برزیل و سوئیس ، دست به دامن اینترنت شدم و در خانه و پشت مونیتور بودم !! اوائل خیلی خوب بود ولی کمی بعد ، قطعی اینترنت و پرش های چند دقیقه ای کلا حالم را گرفت ... برزیل هم که فقط از توبره ی اعتبار قدیم می خورد و با توپ فیلم بازی می کردند ، سوئیسی ها که زیاد هم نام آشنا نبودند بمراتب بهترتر بودند...
-
مکمل پست قبلی ...
دوشنبه 28 خرداد 1397 16:19
کسانی که شخصیت قاطعی دارند و ارزشهای معینی دارند، بیاستثنأ میتوانند افراد جذابی باشند ، زیرا شخصیتهایی تأثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند.
-
چی فرمودید !؟
یکشنبه 27 خرداد 1397 14:24
امروز این مطلب را دیدم و زیرش نوشته بودند که در همه ی سایت ها و کانال ها بگذارید تا خوانده و عمل شود !! و صدالبته زیر آن را یک خروار آدم سرشناس و تن شناس و قیافه شناس که روی هم رفته به آنها سلبریتی می گویند امضا و لایک فرموده بودند !!! و چه جملات زیبائی که ناآگاهانه کنار هم چیده می شوند و نویسندگانش نمی دانند چرا...
-
دیروز در قاب عکس
شنبه 26 خرداد 1397 11:01
دیروز ، قبل از ظهر یک ددر بیرون شهری داشتیم و سری زدیم به منطقه ی آذرشهر و روستای گنبرف (!) تا ببینیم گل های محمدی اش رسیده اند یا نه !؟ دقیقا دو ماه بعد از مراسم گل چینی و گلاب گیری در بیرجند و کاشان ، نوبت گل چینی و گلاب گیری آذربایجان می شود ؛ تنوعی فصلی کشور یعنی این !! و سه روستای مشهور برای این کارداریم روستای...
-
5 ساعت فوتبالی ...
شنبه 26 خرداد 1397 09:42
دیروز عصر ، حوالی شروع شدن بازی ایران و مراکش بود که به دوستم ؛ آن دیگر دادو (!) زنگ زدم و وقتی مطمئن شدم خانه هست و پای تی وی (!) به خانه ی آنها رفتیم تا باهم فوتبال ببینیم ... هر فعالیتی را وقتی با اهل اش انجام بدهی ، حتی تماشای فوتبال (!) چند برابر حال می دهد ... وقتی ما رسیدیم چند دقیقه ای از شروع بازی گذشته بود و...
-
دانه ی گندم بهشتی !!
جمعه 25 خرداد 1397 09:21
زندگی روزمره ما پر است از انواع نَقل ها و حکایت های نغز و زیبا ، و همیشه با یک داستانک و حکایت و روایت زیبا غافلگیر می شویم و این یعنی جریان داشتن یک بستر فرهنگی !! حالا از این بستر فرهنگی برخی استفاده عمودی می برند و برخی استفاده افقی و برخی هم که ولضالین تشریف دارند !! ( از نوع کشیده تر و پر ملاط تر !! ) بانو همیشه...
-
آغاز یک رویداد بزرگ ...
جمعه 25 خرداد 1397 08:01
پایان ماه رمضان با آغاز جام جهانی مصادف شد و چه اختتامی بهتر از این افتتاح !! جام جهانی این روزها یک شعار پررنگ برای هر ملتی می باشد و عزم برای حضور در آن مانند یافتن یک تریبون سیاسی قوی می باشد برای شعار دادن !! دیروز در تبلیغات ها و تیزرها خواندم و شنیدم که جام جهانی را بهانه ای برای اتحاد و یکپارچگی ملی می نامید و...
-
عید بر عاشقان مبارک باد ...
جمعه 25 خرداد 1397 07:54
" عیــد رمضان " آمد و " مـــاه رمضان " رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت باز ماه رمضانی آمد و رفت و خدا را شکر که هنوز زنده بودیم و در این ماه بودیم و امید که باز زنده باشیم و دوباره ببینیمش ؛ به همین راحتی و به همین فراغت بال ...
-
یک حس شریف !!
سهشنبه 22 خرداد 1397 18:24
صحبت از پژمردن یک برگ نیست وای! جنگل را بیابان می کنند خدا رحمتش بکند این مشیری خان را که خوب گفته بود !! البته او شاعر بود و طبیعی ست که خوب گفته باشد ولی جناب شتر درست تر گفته بود (!!؟؟) نقل است که به شتر گفته بودند : " گردنت کج است !! " گفته بود : " مگر کجایم درست است !!؟ " روزگار ما یک روزگار...
-
خط - دعا
دوشنبه 21 خرداد 1397 09:58
-
نیم روزی در ددر ...
پنجشنبه 17 خرداد 1397 09:57
دیروز بعد از ظهر از خانه زدیم بیرون ... قرار نبود زیاد دور برویم و برای همین رفتیم یک دور کوچک بزنیم و برگردیم ، از آنطرف دائی بانو از تهران آمده بود و بهمراه برادربانو و خواهر بانو و ایضا مادربانو برای یک ددر یک روزه باتفاق رفته بودند طرف کلیبر و قلعه بابک و ما برای همراهی معذور بودیم و بعد از اذان ظهر راه افتاده...
-
روزگار و تغییراتش ...
سهشنبه 15 خرداد 1397 11:58
روزگاری نه چندان دور که ما کودک سال بودیم ، رعد و برق که می زد (!) وحشت در چهره ها دیده می شد (!!) مخصوصا که ناگهان صدائی شنیده می شد در حد یک انفجار خیلی شدید و فکر می کردیم که حالاست که سقف خانه بریزد روی سرمان !! حالا ما زیادی شانس داشتیم و مادرمان با رعد و برق وحشت زده نمی شد و یک پناه آرامشی برای ما بود (!)...
-
امساک در نوشتن
شنبه 12 خرداد 1397 20:24
این روزها کمی زمان بندی زندگی روزمره بهم خورده است و برای همین برخی کارهای روتین روزانه وقتشان را گم کرده اند !! یکی از بهم زن های برنامه ی زندگی روزمره ، ساعات بیداری صبح و کوهنوردی های شبانه است و یکی از مواردی که از این ناحیه آسیب دیده است ، وقت گذاشتن برای وبلاگ نویسی است !! چند وقتی هست که ماشین برادرکوچکم پیش ما...
-
میلاد کریم اهل بیت مبارک باد...
پنجشنبه 10 خرداد 1397 09:49
و این هم چند عکس از حیاط کوچک خانه ی مادربانو ...
-
خالی از برکت ها ...
پنجشنبه 10 خرداد 1397 09:19
تاجری بار و بنه ی تجارتش را بسته بود و در راه تجارت بود که در سر گردنه ای دزدی راهش را می بندد و قصد جانش را می کند !! مرد تاجر از او می خواهد که از کشتن اش صرفنظر کرده و در عوض همه چیز را بردارد و او را رها سازد ... دزد که می بیند مرد خود راضی به دادن اموالش هست و مقاومتی نمی کند ، با خود می اندیشد که چرا بیخود دست...
-
چنار چند صد ساله ...
چهارشنبه 9 خرداد 1397 09:44
دیروز در طول مسیری که می رفتیم ، همه جا سبز بود ... البته برای خیلی ها شاید سرسبز بودن در دار و درخت خلاصه بشود ولی برای یکی مثل من که برخی جاها را به رنگ کِرِم و خاکی دیده ام ، یک پوشش حداقلی که خود را در یک طیفی از سبز کمرنگ نشان بدهد ، سرسبزی می باشد !! و این نیست مگر به لطف بارش های ماه اخیر ... بعد از اینکه به...
-
آرد سنتی ...
چهارشنبه 9 خرداد 1397 01:47
امروز عصر باتفاق مادربانو از خانه و شهر زدیم بیرون و رفتیم طرف شهرستان شبستر تا دیداری داشته باشیم از مقبره ی " شیخ محمود شبستری " ، صاحب کتاب و مجموعه شعر عرفانی " گلشن راز " ! داخل شهر شبستر که می شوید یک تابلوی بزرگ ورود شما را به شهر شیخ محمود شبستری خوش آمد می گوید ولی در ادامه ناگهان همه چیز...
-
سه ربع با والیبال ...
دوشنبه 7 خرداد 1397 11:43
چند سالی هست که کوه رفتن های من با مسابقات جهانی والیبال همزمان شده اند و برای همین فرصت تماشا برایم میسر نمی شود ، در این چند روزی که گذشته است بعد از پائین آمدن از کوه ، حوالی ساعت 12 نیمه شب از طریق اینترنت خلاصه بازی انجام یافته را می بینم ... هر خلاصه بازی که در اینترنت گذاشته می شود حدود یک ربع است و نه سانسوری...
-
یک کار بانکی و نصف روز معطلی !!
شنبه 5 خرداد 1397 14:45
اصولا ما به انواعی از بی نظمی ها عادت کرده ایم و چون اتلاف مشخصی برای انواعی از بی نظمی ها وجود ندارد ، نمی شود گفت که در کدام کار ، سرمان زیاد کلاه رفته و یا کم !؟ ولی اینقدر داریم که وقتی با یکی حرف می زنیم و می گوئیم برای یک کار 5 دقیقه ای نصف روز معطل بودیم در جواب می گوید برو خدا را شکر کن که درنصف روز تمام شده...
-
نکته
جمعه 4 خرداد 1397 13:16
-
نشست سرپائی ...
جمعه 4 خرداد 1397 13:00
دیروز بعد از ظهر ، هوا هم ابری و بارانی بود !! یکی از آشنایان قدیم که در اینجا چند بارذکری از او شده است ، زنگ زد و در مورد مراسم چهلم دوست کوهنوردمان که فامیل دور آنها می باشد خبر گرفت و می پرسید که تصویر آگهی چهلمش رادارم تا برایش بفرستم ... من خیابان دارائی بودم و تقریبا آگهی فوت کسانی که کمی سرشان به تنشان بیارزد...
-
با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی شود ...
پنجشنبه 3 خرداد 1397 09:29
دولت الکترونیک در این دوره و زمانه شاید از حلوا هم شیرینتر بنظر برسد ؛ مخصوصا برای ملتی که در پیچ و خم ادارات و سازمان های دولتی عمرشان تلف می شود و صد البته از همین تلف شدن عمرهاست که برخی کارمندان به نان و نوائی می رسند !! بیمه آینده ساز یکی از سازمان های نیمه خصوصی در زمینه بازنشستگی و بیمه بود که برخلاف سازمان بی...
-
خبر داده بودم دیگر !؟
چهارشنبه 2 خرداد 1397 11:04
در حکایات آمده است که مردی نشسته بود که یهو حضرت عزرائیل بالای سرش حاضر می شود و می گوید : " جل و پلاست را جمع کن که برویم !! " مرد که برای مردن اصلا آمادگی نداشت شروع به جرزدن می کند و می گوید : " این که نشد کار ، یک خبری ، اطلاعی از قبل بده ... چرا دوست داری یهوئی آدم را غافلگیر بکنی !؟ " جناب...
-
تا قسمت چه باشد !؟
سهشنبه 1 خرداد 1397 17:49
دیشب به اتفاق برادرزاده ها رفته بودیم کوه ... البته برای افطار خانه ی مادرم بودیم و وقتی آنجا باشیم ، نوه ها مجهز می آیند تا بهمراه عمویشان بروند کوه ... قرار این است که ماافطار را سبک بخوریم و سحری را کامل (!) افطار را مختصر می خوریم از همه چیز که خودش می شود یک شام کامل ، سحری هم که همچنان کامل !! دیشب بالای کوه...
-
ماهی استکانی
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 12:16
دیروز بعد از ظهر سری به چند فقره از دوستان زدم ، اصولا در ماه مبارک آدم هر قدر از تنهائی اش لذت ببرد بهترتر است و نه خودش از دیدن برخی ها معذب می شود و نه برخی ها از ملاقات آدم !! سر راهم به مغازه ی دوستی رفتم و دیدم یک آکواریوم کوچک روی میزش قرار دارد ... یادم آمد که چند وقت قبل شاگردش می گفت که علاقه ی بسیار زیادی...
-
گوجه سبز اورجینال !!
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 11:06
در جنوب غربی تبریز و در فاصله ای که امروزه بیشتر چسبیده دیده می شود ، شهری تاریخی و خوشنام هست به نام سردرود ، که تا چند سال پیش ، عنوان پایتخت تابلو فرش را به خود اختصاص داده بود در سالی که گذشت گوجه سبز ش هم که شهرتی جهانی دارد ، ثبت ملی شد !! گوجه سبز سردرود واقعا خاص و منحصر بفرد است و در سالهای گذشته از درختان...
-
شبهای روزه داری ...
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 10:43
طبق معمول سالهای گذشته بعدازافطار سری به کوه بالای سر شهر می زنیم و هوائی تازه می کنیم ؛ مخصوصا که هوا بیش از حد بهاری است و این تنفس کردن ها فوق العاده دلچسب هستند ... امسال اتفاق مبارکی نیز افتاده است !! و بقول شاعر که می فرماید : " عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد !! " در قسمتی از همان بالا بالاهای کوه یک...
-
ددر نیمروزی ...
جمعه 28 اردیبهشت 1397 20:01
امروز بعد از ظهر از خانه زدیم بیرون برای کمی آفتاب خوری و وقت تلف کنی !! برنامه ی خاصی نداشتیم و برای همین راه افتادم طرف سه راهی اهر تا ببینیم چکار می کنیم و در ادامه در راه شهرستان ورزقان بودیم ... شروع حرکت حوالی ساعت 17 بود و آسمان آبی و ابرهای سفید و وسوسه ی دیدن جاده و کوه در این هوای بهاری و آسمان زیبا !!...