-
سیب گندیده !
شنبه 1 دی 1403 13:02
می گفتند اگر یک سیب گندیده در جعبه ای باشد ، همه ی میوه ها را فاسد می کند ! و هیچگاه نگفتند که اگر یک سیب سالم در جعبه ی سیب های فاسد بگذارند (!؟) سیب های فاسد را سالم می کند !؟ چرا !؟ رو به فساد رفتن انرژی زیادی طلب نمی کند ولی روی مدار سلامت و صلاح بودن ، مثل شنا کردن در خلاف جهت رودخانه ، سخت و انرژی بر است !؟ سال...
-
و باز حرفها تازه می شوند
جمعه 30 آذر 1403 11:33
حرف ها اگر جا و جایگاه درست برخیزند ، کهنه نمی شوند بلکه گاهی اوقات از مد می افتند و زمانی دیگر دوباره بالا می آیند و می شوند حرف روز مردم ... شعری که در ادامه هست از استاد شهریار است در اوایل انقلاب که اتفاقا خیلی هم عامیانه و فراگیر هست ( شاعر وقتی بالا و بالاتر می رود ، شعرهایش عامیانه تر می شوند ! ) این شعر تصویر...
-
تکرار اشتباه ...
جمعه 30 آذر 1403 11:14
حیوانات از یک لحاظ نسبت به انسان ها از زندگی بهتری برخوردار هستند (!؟) و آن اینکه بر اساس برنامه غریزی شان زندگی می کنند و برای همین هر رفتاری می کنند از سیستم غریزی شان نشات می گیرد ...برای زیاد زندگی کردن نمی جنگند ولی برای بهتر زندگی کردن شاید (!؟) هوسی برای گرفتن جایگاه دیگری ندارند ولی اگر ممکن باشد شاید هوسی...
-
کم کم عادت می کنیم ...
پنجشنبه 29 آذر 1403 15:11
درست مصرف کردن خیلی خوب است !؟ در همه زمینه ها... حتی آدم محبتش را هم باندازه و به جا استفاده بکند ، انرژی هم که جای خود دارد و مهمتر از انرژی وقت است و مخصوصا که اوقات عموم مردم در میان باشد و وقت یکی را از جیب او صرف و هدر بدهیم !؟ روزهای کمی دورتر که هر کمبودی را می شد با جنگ سرپوش گذاشت (!) ما دائما قطعی برق...
-
اندر خم یک کوچه !
سهشنبه 27 آذر 1403 18:10
ما همانقدر که با فرهنگ خودمان غریب و بیگانه هستیم ، به همان اندازه هم با فرهنگ جدید زندگی بیگانه هستیم ... یعنی اگر در دنیای شعر و عرفان سروده شده است که " هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم " در دنیای واقعیت و طنز هم گفته شده است که " هفت مرغ پخته را عطار خورد / ما هنوز اندر دم یک...
-
هوش مصنوعی !
دوشنبه 26 آذر 1403 11:44
شاید ده سال پیش بود که یکی از همکاران آمد پیش من و گفت که برادرش بعد از اتمام درس اش از ترکیه برگشته است و دنبال کار می گردد و از من خواست تا او را معرفی بکنم شاید در کارخانه استخدامش بکنند و من پرسیدم چی خوانده و گفت هوش مصنوعی !؟ من با توجه به اینکه مطالعات فرابنفش زیادی داشتم (!؟) گفتم در این رابطه باید با مدیرعامل...
-
انتظار !
یکشنبه 25 آذر 1403 08:47
انتظار واژه عجیب و سنگینی ست ... همانقدر که امیدآفرین و زندگی بخش است ، می تواند همان اندازه هم خسته کننده و درهم شکننده باشد ... شاید پویایی تفکر شیعه بیش از هر چیزی مدیون انتظار بوده باشد! انتظار ظهور همان اکسیری ست که در میان اینهمه هجمه و آلودگی و فشار و انحراف ، به معنای شیعه بودن و دینداری نفس تازه می دهد......
-
آذر ماه
جمعه 23 آذر 1403 09:41
دیروز در پایان روزی که به دود و سرفه گذشته بود و سرکوفت زندگی شهری با مدیریت غلط را مزمزه می کردیم (!) ناگهان باد وزید ؛ از نوع باد خزان !! حالا در روزگاری هستیم که باد وزان ؛ حتی از نوع خزان (!) دیگر مزه تمام شدن نمی دهد، بلکه نوید صاف شدن هوا و کمی تنفس سالم تر ... و دیشب همه بنوعی منتظر آمدن برف بودند ... هواشناسی...
-
و باز هم موسی صدر !
چهارشنبه 21 آذر 1403 06:46
هر تحول خاصی که در خاورمیانه صورت می گیرد ، یک نام را دوباره بالا می آورد ... امام موسی صدر !؟ موسی صدر شخصیت خاصی بود که پیرامون او حرفها زیاد و طبعا حرفهای ضد و نقیض زیادتر می باشد ... در منطقه عاری از صداقت خاورمیانه ،(!؟) شناخت یافتن نسبت به شخصیت های تراز اول ؛ در تاثیرگذاری های سیاسی ، قومی و مذهبی بسیار سخت می...
-
شادمانی از ترس !؟
دوشنبه 19 آذر 1403 23:02
یکی از دوستان و یا شاید از دشمنان (!) یک عکسی گذاشته بود که این عکس شما را به یاد چه چیزی می اندازد ؟ منهم یک عکس فرستادم که فعلا یاد این عکس !! و بعد برگشت و چند تا به من بد و بیراه گفت ...البته حق داشت و سن اش به آن سالها قد نمیداد و فکر می کرد که بیشتر از پدرش می فهمد در حالیکه خرج زندگی اش را در این سن و سال ،...
-
دومینوی خاور میانه ...
یکشنبه 18 آذر 1403 23:52
امروز ، بعد از حدود دو دهه ، اتفاقی که بعد از مرگ حافظ اسد باید می افتاد ، افتاد و بشار اسد جوان و دست و پا بسته (!؟) از حکومت خداحافظی کرد ... داستان خاندان اسد از جهاتی ، بی شباهت به داستان خاندان پهلوی نبود ... با یک فرق اساسی و آن اینکه خاندان اسد ، ریاست جمهوری را مادام العمر کرده بودند و خاندان پهلوی با شاه...
-
بماند به یادگار ...
شنبه 17 آذر 1403 23:41
امروز سنگکی سر کوچه ما را بسته بودند و از نحوه عدم جمع آوری میز بیرون معلوم بود که به شرط برداشتن کت شان مغازه را بسته اند و فرصتی نداده اند !!؟ گفتم این چند معادله ساده را هم بنویسم تا بماند بیادگار ... با ارزش تر از لوحی که بنام کوروش نوشته و به حلق مردم روزگار من کرده اند !؟ طبق آمار رسمی ، ۸۲۰۰۰ نانوایی در کشور...
-
تا کجا فریاد ...
شنبه 17 آذر 1403 15:25
چند روز پیش در انیستا یک استوری گذاشته بودم در مورد خرابی یکی از پل های بظاهر مکانیزه شهر ، که از بدو تاسیس همیشه یک طرف آن خراب است و در حال تعمیر است و ... هر بار که از آنجا رد می شوم و خراب بودنش را می بینم یک عکس استوری می کنم و چون آشنایانی دارم که دورادور صفحه ام را می بینند ، می دانم که به دست مسئول هم می رسد...
-
یک جای کار می لنگد ...
دوشنبه 12 آذر 1403 16:52
یکی از دوستان خارج نشین ، از وقتی که رفته و جای خودش را یک جورایی سفت کرده و ماندگار شده است تازه افتاده به دور شعار دادن و ای وای وطن و از این حرفها ... طبق معمول ما هم اگر همراهی نکنیم می شویم همدست دزد و اختلاس گر و ...!؟ من نمی دانم اینهایی که علی الظاهر از قفس اینجا فرار می کنند ( اگر واقعا مغز باشند ! ) و یا...
-
غم در پی غم آید ...
شنبه 10 آذر 1403 19:28
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق هر دم از نـو، غمـــــــی آید به مبارک بادم این خاور میانه از خیلی سال پیش ، روی خوش ندیده است ... بی دلیل هم نبوده است !؟ وقتی به هر علتی سرزمینی مورد توجه قرار می گیرد و برکتی فراتر از لیاقت بر آن فرود می آید !؟ مردم برخلاف عادت طبیعی شان ؛ که زیاده خواهی و اسراف و ناشکری است (!؟)...
-
لذت و شادی
جمعه 9 آذر 1403 09:21
امروز صبح این مطالب را در فضای مجازی دیدم و خوشم آمد و خواستم دراینجا هم بیادگار بماند ، البته نه گوینده ( مصاحبه شونده ) را شناختم و نه خواستم که بشناسم ... نگو هنوز که نمیدانی، شادی و لذت با هم فرق دارده! لذت و شادی. خیلی ها فکر می کنند که این دو یکی هستند اما من اینجا هستم تا به شما بگویم که کاملا باهم فرق دارند...
-
نمایشگاه خط
پنجشنبه 8 آذر 1403 18:40
امروز عصر به سفارش دوستی و فرصتی که یهویی جور شد ، سری زدم به یک نمایشگاه خط ... نام نمایشگاه برازنده اش بود ؛ " کرشمه های دلبرانه " ، نمایشگاه خط شکسته بود ! سالهای دورتر ، با بهانه و بی بهانه ، به نمایشگاههای دایر شده سر می زدم ، مخصوصا اگر نمایشگاه خط بود ... از خوش شانسی ، دوستان خطاطی داشتم و از تماشای...
-
کار بانکی ...
چهارشنبه 7 آذر 1403 13:43
چند روز پیش یکی از پسرعمه هام زنگ زد و از من خواست برایش ضامن بشوم تا وام بگیرد ، بهرحال بعد از سالها از بازنشسته شدن یکی سراغ مرا گرفته بود ... در زمان اشتغال من یکی از نفراتی بودم که با توجه به محدودیت تعداد ضمانت ، همزمان تا هفت نفر را ضمانت کرده بودم و روی پرونده ام نوشته بودند ممنوع الضمانت تا زمان بازنشستگی !!...
-
آدم های قدیم ...
سهشنبه 6 آذر 1403 13:47
دیروز مهمان تشریف داشتیم و از همان ابتدای ورود و از همان استکان اول چایی و حتی چند ثانیه قبل از نشستن (!؟) حرفهای معمول شروع شد و دامنه صحبت ها هم که تقریبا چند سال نوری از فضای شناخته شده (!؟) بیشتر می باشد و اگر نوک شمشیر بطرف دولت باشد (!) هر حرفی از هر زبانی خوشتر است !!؟ یک خاطره از دایی مرحوم سوئدنشین که زیاد...
-
به وقت میزبانی ...
یکشنبه 4 آذر 1403 10:48
لطف خدا یک چیزی هست که نه قابل اندازه گیری هست و نه قابل تخمین (!؟) هر موردی که باندازه رسد و البته به وقتش ، لطف خداست !! دیشب مهمان داشتیم ، از نوع سنگین اش (!؟) عمه ها و عم و دایی بانو را دعوت کرده بودیم برای شام ... چند ماهی بود که در برنامه داشتیم تا دعوت کنیم و نمی شد تا اینکه دایی بانو ، برای چند روز ، از تهران...
-
لاچین و سبلان
جمعه 2 آذر 1403 16:35
برخی شعرهای زیبا و خاص ، هر از گاهی ، به بهانه ای ، راهی پیدا می کنند و دوباره دیده و خوانده می شوند ... شعرهای مفتون امینی و یکی دو کتابی که از او دارم هم اینکونه هستند ... در جابجایی کتاب ها ، امرروز چشمم به کتاب شعری از مفتون امینی افتاد و تورقی کردم و شعر بلند لاچین را دوباره خواندم ؛ سرپایی ...! سرودهای برای...
-
دست و دل ...
سهشنبه 29 آبان 1403 14:12
روح همه ی رفتگان غریق رحمت باشد ... من یکی از پدر بزرگ هایم را دیده بودم که پدر مادرم بود و یکی از آنها که پدر پدرم بوده باشد چند سالی قبل از آمدن من فوت شده بود ؛ عموی بزرگم ، که روحش شادتر ، گاهی به شوخی ، به من می گفت : " کاش چند سالی بیشتر زنده می ماند و تو را می دید !؟ " ( این را نه در مقام تعریف بلکه...
-
خواب خوب ...
دوشنبه 28 آبان 1403 15:07
این روزها یکی از ملزومات داشتن آرامش ، داشتن حداقل یک شب خواب خوب و سنگین و عمیق می باشد !؟ تحقق این خواب بصورت عادی ، برای همه ممکن نیست و لازم است از موارد مکمل استفاده شود ؛ مثلا یک خواب آور این به معنی استفاده مستمر و عادت کردن به خواب آورها نیست ، هفته ای یا دو هفته یکبار ، باعث می شود بدن به یک نیاز مسلم دست...
-
گل به خودی ...
پنجشنبه 24 آبان 1403 18:04
امروز یک گل به خودی در مقابل کره شمالی داشتیم ، گل را وقتی ده نفره شده بودیم مهاجم عقب آمده ، طارمی ، به خودمان زد که نصف این گل را می شد بین دو دفاع و دروازه بان مقابل دروازه هم تقسیم کرد !! ولی گل به خودی اصلی تر را می شود بصورت هر روزه در میزگردهای اقتصادی بعد از اخبار ساعت ۱۴ در تلویزیون دید !؟ مثلا امروز در مورد...
-
کارتیمی ...
چهارشنبه 23 آبان 1403 09:14
این روزها مردم در فضاهای مجازی حرفهای زیادی می خوانند و می شنوند و یا تصاویر و فیلمهای کوتاهی می بینند که همان لحظه در چشم و گوششان هضم می شود !؟ اگر چیزی خیلی سنگین بود و خیلی زود هضم شد ، یعنی یک فریب در پس و پیش آن نهفته است !؟ اگر ازسال کننده با هدف خاصی آن را گذاشته است ؛ می شود پیش فریب (!؟) ولی اگر بازارسال...
-
کاش دیدارها اتفاقی نباشند ...
دوشنبه 21 آبان 1403 22:04
تمام نوشته ی این پست در حد همین عنوان هستند ... حالا در زندگی روزمره به جایی رسیده ایم که خیلی از دیدارها اتفاقی راست و ریست می شوند !؟ نمی دانم تقصیر از کیست ؟ از ما یا از آنها ؟ فرهنگ اجتماعی این روزها بر پایه فرار از هم ساخته شده است و متاسفانه ما هنوز در خیلی زمینه ها به هم وابسته ایم ... توی اتوبوس نشسته بودم ، و...
-
نیسان باز ...
یکشنبه 20 آبان 1403 00:55
آدم تا با یکی از این افراد که پسوند باز در ادامه علاقه شان هست ، همنشینی نکند (!؟) در قضاوت اول به تیپ شخصیتی شان شک می کند ؛ مثلا کفتر باز ، ماشین باز ، انگشتر باز و ... ولی وقتی با یکی ، هر چند کوتاه ، همنشینی بکند !؟ می بیند که از خیلی از افراد ظاهرا متشخص جامعه که درون بمراتب سیاه تری دارند ، بمراتب بهتر هستند !؟...
-
ظهرانه
جمعه 18 آبان 1403 19:52
امروز هم به رسم جمعه ها ، چون برنامه ددر نداشتیم ، برای صبحانه به خانه مادرم آمدیم و دورهم بودیم ... کسانیکه والدین سن بالا دارند ، که تنها زندگی می کنند باید حواسشان باشد که آنها اغلب به فرزندان خود در مورد غذا خوردن یک نیمچه دروغی می گویند و اینکه هر وقت از آنها بپرسید که غذا خورده ای ؟ جواب خواهند داد بله من چند...
-
تجربه !؟
چهارشنبه 16 آبان 1403 11:28
امروز یک کار کوچک برش روی مکعب چوب داشتم و برای همین رفتم پیش یکی از دوستان که بقول خودش سی سال است با چوب زندگی می کند !!؟ کاری که داشتم را گفتم و بعد گفت :« حالا من چکار بکنم ؟ » گفتم :« بیا با دندانهایت این را گاز بگیر (!) این را از این خطوط برش بزن !؟ » دو ساعت مغز مرا خورد که این اینطور نمی شود و آنطور هم جواب...
-
آدرس دادن
دوشنبه 14 آبان 1403 21:03
امروز اتفاق خاصی را شاهد بودم که بد نیست در اینجا بنویسم تا بیادگار بماند ... توی اتوبوس BRT نشسته بودم و یکی آمد کنارم ایستاد و کمی بعد تلفنش زنگ خورد و پشت گوشی، یکی داشت آدرس می خواست ... از نوع حرف زدنش می شد فهمید که خانمش می باشد !؟ یک نفر دیگر هم کنارمان بود که او هم حواسش به او بود ... دوباره آدرس را داد و گفت...