-
ما برگشتیم ...
شنبه 18 خرداد 1392 00:37
4روز گذشته را در ددر بودیم ... مقصدمان از قبل معلوم بود ، باید می رفتیم رامسر و از آنجا به کتالم !! سفر اول مان به آن منطقه بود ، ساعت 11 شب به خانه برگشتم ، البته نه به خود خانه ، بلکه نرسیده دعوت بودم برای شام و حالا رسیده ام ... همه چیز بماند برای بعد
-
کش نوشت ...
دوشنبه 13 خرداد 1392 00:08
-
روژان
یکشنبه 12 خرداد 1392 00:23
-
آخر هفته ای که گذشت ...
شنبه 11 خرداد 1392 15:44
برنامه ی ددر ما حوالی ساعت 17 استارت خورد و بعد از راهی شدن فهمیدم که دو ماشین دیگر نیز همراه ما خواهند بود ، شکر خدا فرقی نمی کند تنها باشم یا جمع خصوصی و یا جمع عمومی ... شرط اول رو فرم بودن خودم است و شرط دوم با دوستان بودن است و بقیه هم که معلوم است از برنامه لذت بردن !! شرط دوم از نظر ساختاری دوم است ولی از نظر...
-
...
شنبه 11 خرداد 1392 11:40
-
تا بعد ...
جمعه 10 خرداد 1392 23:42
حوالی ساعت 10 از ددر برگشتیم ... وقتی ددر بزرگترین مسیر گردشگری داخل استان باشد ، باید هم اتفاقات زیادی داشته باشد ... ولی آنقدر خسته ام که فکر نکنم بتوانم بالای تخت بخوابم !! ولو می شوم روی زمین ... تا بعد
-
رو به ددر
پنجشنبه 9 خرداد 1392 16:33
امروز مرخصی رد کرده ام برای استراحت کردن ... برای استراحت لازم نیست حتما آدم تا ساعت 12 بخوابد ، همینکه طلسم خروس بیدارباش ساعت می شکند ، برای خودش یک عالمه استراحت است !! === سر راهم سری می زنم به یکی از دوستان ، رِنجِ طبقه بندی افراد را زیادی تنگ گرفته اند ، از دوست تا دشمن ، هزار و یک نوع رابطه وجود دارد !! ولی آدم...
-
س مثل سکوت ... س مثل سرنوشت !
پنجشنبه 9 خرداد 1392 11:00
-
...
چهارشنبه 8 خرداد 1392 20:10
-
هویجوری ...
چهارشنبه 8 خرداد 1392 09:57
دیروز بصورت سرپایی با یکی از همکاران در مورد برخی از مشکلات زندگی حرف می زدیم ، بعضی ها فکر می کنند اگر عده ای از برخی مشکلات حرف نمی زنند دلیل بر این است که از آن مشکلات ندارند !! === عصر یکی از دوستان تماس گرفت ، بعضی ها نیازی به گزارش دادن در مورد زندگی شان ندارند ، همینکه سر و کله شان پیدا می شود یعنی دچار مشکل...
-
روژان (35)
سهشنبه 7 خرداد 1392 11:59
-
هایکو ...
دوشنبه 6 خرداد 1392 20:01
-
بستگی دارد ...
دوشنبه 6 خرداد 1392 11:46
چند روزی می شود که بحث شیرین انتخابات سر سفره ی کارگاه ما هم آمده است ، طبق معمول یک عده از این طرف شیپور می دمند و یک عده از آن طرف !! بعضی ها هم شیپور دست شان گرفته اند و نمی دانند هر فوتی از شیپور صدا بیرون نمی دهد !! بقول حافظ شیرازی " هر ممدی ممد بوقی نمی شود !! " امروز یوم الجلسات بود و هر نیم ساعت...
-
...
یکشنبه 5 خرداد 1392 14:05
-
روژان (34)
شنبه 4 خرداد 1392 11:28
-
ددری رو به آلاله ها ...
جمعه 3 خرداد 1392 21:13
دیروز دوستان پیشنهاد داده بودند برویم از لاله های هوراند عکس بگیریم ولی من باید سر کار می ماندم و برای همین نرفتم و خودشان رفتند و نه از چشم انداز معروف فوتورافچی بلکه از منظره های دیگری عکس گرفته و آمدند ... بعد از ظهر بدترافیکی داشتم و در انتهای شب برای دیدن عکس های گرفته شده رفتم ... آخر شب فوتورافچی تماس گرفت و...
-
میلاد امام راستی ها مبارک ...
جمعه 3 خرداد 1392 01:07
-
آدم قضا و قدری ...
پنجشنبه 2 خرداد 1392 20:48
امروز کلا روی خط قسمت می چرخیدم ... ظهر گوشی ام با یکی اشتباه افتاده بود و شانس آوردم که موقع رفتن متوجه شده بود و گوشی ام را با خود نبرده بود !! البته اشتباه در حد عوضی گرفتن پراید با پرادو بود آنهم صرفا بخاطر شباهت کیف موبایل !! می گویم : " حالا شکل کیف ها شبیه بود نمی گویی این گوشی دو برابر چیزی است که همیشه...
-
دایره ی پرنقش ...
پنجشنبه 2 خرداد 1392 12:38
-
روژان (33)
چهارشنبه 1 خرداد 1392 00:28
-
ای همه کارت عجیب ...
سهشنبه 31 اردیبهشت 1392 12:53
وقتی می گویند " فلانی یک روده راست توی شکم اش ندارد ! " شما برداشت تان چیست !؟ من که به شخصه فکر می کنم این فلانی آدمی خیلی معمولی است !! چون طبیعت روده در ناراستی است وگرنه آدمی برای خودش زرافه ای می شد !!!!! نگاه موشکافانه به یک عکس که با ایمیل برایم رسیده بود ... عکس اول : تقریبا این عکس همه چیزش عجیب و...
-
هوانگاری ...
سهشنبه 31 اردیبهشت 1392 00:35
آسمان شدیدا ابری است ... === عصر چنان بادی می وزید که من بی اختیار یاد این شعر مولوی افتادم که داد جارویی بدستم آن نگار / گفت کز دریا برانگیزان غبار یعنی باد رسما می خواست آسفالت را کنده و جارو بکند !! === آخرین دقایق شب از شدت برودت هوا ، به شبهای آذرماه می مانست ...
-
فال نو ...
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 11:18
-
روژان (32)
یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 22:39
-
تنهاییــــــ
یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 19:48
-
دلخوشی ها کم نیست ...
شنبه 28 اردیبهشت 1392 20:21
امروز زودتر از معمول همیشه ظهر شد ... یک کلاس یک و نیم ساعته 5اس هم باید برگزار می کردم و تصمیم داشتم سر یک ساعت تمام کنم ولی تا آمدم ببینم چه خبر است یک ساعت و بیست و پنج دقیقه گذشته بود !! امروز از آن روزهایی بود که باید ضبط صوت با خودم بر می داشتم ( همان رکوردر کلاس بالاها ! ) تقریبا هر 15 دقیقه یک بار یک جمله...
-
اگر ... او ... باشد !!
جمعه 27 اردیبهشت 1392 23:38
-
روژان (31)
جمعه 27 اردیبهشت 1392 00:41
-
نکته ...
جمعه 27 اردیبهشت 1392 00:36
-
آهسته رد شو
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392 18:38
اگـر امـشب هم از حوالی دل م گذشتـی، آهسته رد شو غم را با هزار بدبختی خوابانده ام ...