دیشب یک خواب خیلی عجیب دیدم ، از آن دسته خواب ها که آدم حیف اش می آید بیدار بشود !!
قبلا شاید گفته بودم که یکی از پنچگانه های من ( 5 داستان در یک کتاب ) داستانی است که حول و حوش اجنه می باشد و چند قسمت از آن در اکران خصوصی نمایش داده شده است ولی هنوز به اکران عمومی نرسیده است ، راست اش را بخواهید خودم بعد از نوشتن هر قسمت از آن برای چند روز شدیدا از نظر فکری با آن درگیر می شوم و برای همین پیشرفت آن خیلی کند است !!!
ادامه مطلب ...
امروز اولین سوالی که از من شد در مورد ستاره دنباله داری بود که بطرف زمین می آید تا پرونده ی ما را ببندد !! بعد مسیر ستاره کمی تغییر کرد و انگار این بار بادش به زمین خواهد خورد !! کمی بعد یکی از همکاران در مورد سه روز قطعی گاز و برق پرسید !؟
ادامه مطلب ...عصر باید به یک مجلس ختم می رفتم برای همین زود به خانه آمدم ... دو ساعتی پای نت بودم و اصلا کاری نکردم ( البته که تخته بازی کردن کار محسوب نمی شود !! ) بعد رفتم آن یکی خانه و شام و ناهار را یکی کرده و ساعت 6 خوردم
یکی بود، یکی نبود. زیر گنبد کبود، جوانی به درختی تکیه داده بود و مثل ابر بهاری گریه می کرد. گاهی که از گریه کردن خسته می شد، به نقطه ای خیره می ماند، بعد آهی می کشید و شروع به اشک ریختن می کرد...