امروز بعد از بیست روز که در نوع خود بی سابقه بود سر کار حاضر شدیم ، البته تا دقیقه آخر من گوش به زنگ بودم که خبر بدهند تعطیلات تا آخر فروردین ماه تمدید شده است !! چند روز قبل هم با یکی حرف می زدم و گفته بودم حقوق فروردین را هم نمی خواهم تا آخر ماه تعطیل کنند !!!
امروز برای مشاوره رفته بودم پیش فوتورافچی ، ضمنا چند تا عکس هم از او گرفتم برای کار خیری که در پیش دارم !! تازه رسیده بودم آنجا که دیدم همگی وسایل شان را برداشتند و راه افتادند ... گفتم : " کجا !؟ " گفتند : " ساعت کاری تمام شد دیگر ... !! " گفتم : " لابد برای این زحمتی که کشیدید از دولت حقوق هم می خواهید !؟ "
ادامه مطلب ...
دیشب کمی دیر خوابیدم ...
توی خواب همه چیز داشتم ، طوریکه تا صبح بشود چند بار بیدار شدم و دوباره خوابیدم ، در یکی از این فقره ها بعد از کلی راهپیمایی پای ماشین رسیده بودیم و من بدلیل ناراحتی زانویم نمی توانستم سوار ماشین شوم ...
ادامه مطلب ...