مداخلات ...


یکی از دوستان پرسید : " نظر تو در مورد شانس چیست ؟ "


گفتم : " شانس را فقط کسی حس می کند که دو کفه ی خوشی و ناخوشی اش مساوی باشد و تکان کفه ها برایش محسوس باشد !!

 

ادامه مطلب ...

بو دار !!

 

از یک متولد سال سگ انتظاری غیر از این نمی توان داشت ؟!! رفتم اتاق یکی از مدیران و وقتی وارد شدم دیدم عجب بویی در فضای اتاق پیچیده است ،البته سگ هم سگ های قدیم ؛ آخر بهمن ماه من داشتم بوی شفتالو در هوا رصد می کردم !!

 

ادامه مطلب ...

ورزش و سلامتی


دیروز با همکاران رفتم فوتبال ... یکی دو ماهی می شد که فوتبال نرفته بودم برای همین تصمیمی برای زیاد دویدن و فیلم بازی درآوردن نداشتم ، یکی دو نفر هم بودند که باید توی مسیرمان به سالن می رفتند از خانه وسایل ورزشی برمی داشتند ، مسیری که رفتیم ناخودآگاه همان مسیری شده بود که همیشه می خواستم برای یکبار هم که شده از آنجا عبور بکنم ...

   ادامه مطلب ...

حیف که تمام شد ...

 

سه روز تعطیلی کارخانه که بدون هرگونه پیش فرضی حتی از ناحیه بدبین ترین نفرات ، بصورت یکهویی اعلام شده بود باعث شد تا یک استراحت خوب داشته باشم ، برف روز پنجشنبه هم مزید بر علت شد تا قید از خانه بیرون رفتن را هم بزنم و بجز چند مورد که برای قدم زنی رفته بودم بقیه را در اتاقم ماندم ...

 

ادامه مطلب ...

چَتــــــگرد هفته !! (1)

 

قبلاها من یک دوستی داشتم که هر از گاهی نشست شبانه برگزار می کردیم ، البته دور میز پیتزا !! همیشه در زندگی من پیتزا یک بهانه بیشتر نبوده ولی چون نمی شود بی بهانه زندگی کرد برای همین همیشه پیتزا هم بوده !! قبلاترها دور بساط باقالی فروش بصورت سرپایی هم می شد نشست برگزار کرد ولی حالا نه از آن دوستان خبری هست و نه از باقلا فروش محله !!!

 

ادامه مطلب ...