دولت الکترونیک در این دوره و زمانه شاید از حلوا هم شیرینتر بنظر برسد ؛ مخصوصا برای ملتی که در پیچ و خم ادارات و سازمان های دولتی عمرشان تلف می شود و صد البته از همین تلف شدن عمرهاست که برخی کارمندان به نان و نوائی می رسند !!
در حکایات آمده است که مردی نشسته بود که یهو حضرت عزرائیل بالای سرش حاضر می شود و می گوید : " جل و پلاست را جمع کن که برویم !! " مرد که برای مردن اصلا آمادگی نداشت شروع به جرزدن می کند و می گوید : " این که نشد کار ، یک خبری ، اطلاعی از قبل بده ... چرا دوست داری یهوئی آدم را غافلگیر بکنی !؟ "
ادامه مطلب ...
دیشب به اتفاق برادرزاده ها رفته بودیم کوه ... البته برای افطار خانه ی مادرم بودیم و وقتی آنجا باشیم ، نوه ها مجهز می آیند تا بهمراه عمویشان بروند کوه ... قرار این است که ماافطار را سبک بخوریم و سحری را کامل (!) افطار را مختصر می خوریم از همه چیز که خودش می شود یک شام کامل ، سحری هم که همچنان کامل !!
ادامه مطلب ...
دیروز بعد از ظهر سری به چند فقره از دوستان زدم ، اصولا در ماه مبارک آدم هر قدر از تنهائی اش لذت ببرد بهترتر است و نه خودش از دیدن برخی ها معذب می شود و نه برخی ها از ملاقات آدم !!
در جنوب غربی تبریز و در فاصله ای که امروزه بیشتر چسبیده دیده می شود ، شهری تاریخی و خوشنام هست به نام سردرود ، که تا چند سال پیش ، عنوان پایتخت تابلو فرش را به خود اختصاص داده بود در سالی که گذشت گوجه سبزش هم که شهرتی جهانی دارد ، ثبت ملی شد !!
ادامه مطلب ...