صبر یکی از واژه های آشنا در زندگی روزمره ما می باشد ، شاید بدلیل اینکه همیشه در توصیه های دوستانه و همکارانه و همشهریانه و ... زیاد بکار می بریم و به همان اندازه در زندگی روزمره خودمان حضور غریب و کمرنگی دارد !! انگار صبر خوب است برای همسایه !!
دو روز پیش بود انگار (!) در خانه بودم که تلفنم زنگ خورد و از من خواسته شد تا دقایقی برای یک نظرسنجی در مورد برندهای سوغات تبریز نظر بدهم ... و البته که انتخاب درستی کرده بودند و چه کسی بهتر از من !؟
ادامه مطلب ...
امروز صبح صدای قارقار کلاغ ها محله را گذاشته بود روی سرشان ...
اولین چیزی که بیادم آمد فیلم کلاغ ها ( البته با نام پرندگان هم نشان داده بودند !) بود از " هیچکاک " که فکر کنم یکی دوبار آن را نشان داده بودند ، کمی بعد به یاد کارخانه افتادم که در این موقع از سال کلاغ ها می آمدند و روی درختان محوطه ماشین سازی می نشستند و تا آمدن بهار مهمان دائمی بودند و صبح ها که اتوبوس ها وارد کارخانه می شدند ، آنها هم دسته دسته پرواز می کردند تا بروند و به کار و زندگی شان برسند ...
امروز بعد از دو هفته سواراتوبوس شدم و به مرکز شهر رفتم ، یکی دو هفته بود که مشغول بودم و وقت نمی کردم اتوبوس سوار بشوم ، به نظر من اتوبوس سوار شدن را باید یک رشته ی ورزشی بحساب بیاورند ، یک چیزی مثل " پرورش اعصاب " و یا " پرورش اخلاق " !! و صد البته از ورزش های خطرناک محسوب می شود چون با کمی زیاده روی می تواند به بد اخلاقی و بی اعصابی منجر بشود ...
ادامه مطلب ...