روزمره گی های زندگی خیلی روزمره شده اند و تقریبا مشابه هم از آب در میآیند !! چند وقت پیش دختردوستم یک بسته تخم مرغ شانسی خریده بود ( از روی هوس !! ) و قرار شده بود که به بچه های دیگر از آنها کادو بدهد و تقریبا از داخل همه شان یک بسته ی کوچک که کمی شکلات ریز داشت بیرون می آمد !! درست است که شیرین بودند ولی نه به اندازه ی هزینه و علاقه ای که پشت شان بود !!؟
ادامه مطلب ...
دیشب برای شام مهمان بودیم و توفیقی شد تا پای تی وی باشیم و آنهم از نوع رسانه های آنوری و بشنویم سخنان دو رئیس جمهور از دو سوی دنیا !! البته دیروز من می گفتم که در این مواقع خیلی مهم است که کدام یک اول بیایند و کدامیک بعدا و یاد جریان صفین را زنده کردم که چگونه عمروعاص زرنگی کرده و سر اشعری را گول مالید و ...
زندگی جریان دارد ، با همه کم و بیش هایش !! برخی ها بجای اینکه به راهکار بیاندیشند که احتمالا خودشان را هم زیر سوال می برد (!!) بیشتر دوست دارند سوال بکنند ، از چه کسی هم ندارد (!؟) غالبا در صفحات شخصی و از خودشان و البته می دانند که خیلی ها می آیند و هر چه بنویسند را لایک می کنند و همین بر توهم شخصیتی شان می افزاید !!
سی ام شهریور ماه برای من سالروز تولد شناسنامه ای می باشد و ایضا برای خیلی از اهل فامیل !! آن زمان ها اینگونه نبود که از بیمارستان ساعت و دقیقه و ثانیه را روی کاغذ بنویسند و دخالت در تغییر آن غیرممکن و یا برای عده ای ممحدود ممکن بوده باشد !!
ادامه مطلب ...
امروز قبل از ظهر باید می رفتم به یک مجلس ختم و یهو قرار شد ظهر برویم طرف جلفا ... از آخرین روز تابستان باید نهایت استفاده را کرد ؛ حتی اگر نیازی به خرید مدرسه و لباس و ... نداشته باشی !!
ادامه مطلب ...