آفرودها !!

 

این روزها جمع های کوچکی درست شده است بنام آفرودها !! این جمع ها شامل افرادی هستند با ماشین های شاسی بلند قدیمی و جدید و با روحیات خاص ( و غالبا ناهنجار با اخلاق روز اجتماع !! ) که دوست دارند بصورت جمعی بروند و از طبیعت بنوع دیگری استفاده بکنند !! مثلا دوست دارند جاهایی بروند که تاکنون کمتر رفته شده است (!) یا طوری بروند که کمتر رفته شده است (!!)

  

ادامه مطلب ...

یک کتاب ، یک جرقه ...

 

دیروز سر راه انتظارم (!) سری به یک کتابفروشی زدم ... شاید خوب نباشد از سر بیکاری به کتاب سرزدن (!؟) ولی از خیلی از ول معطلی ها بهتر است ؛ کتابی یک جرقه ی خاموش است !!

 

ادامه مطلب ...

پلاسما دادم ...

 

خون دادن را از سالهای دور بیاد دارم و حتی در مرکز انتقال خون چند نفری را بازنشسته کرده ام !! در نوبت قبلی که برای خون دادن رفته بودم دیدم دو نفر هم در تخت روبرو هستند و دارند پلاسما می دهند ... از قرار معلوم خونگیری می شود و توی دستگاهی محتویات از پلاسما جدا می شود و پلاسما را برمی دارند و برای تهیه برخی داروها و ...

   ادامه مطلب ...

یک نشست نیمه صمیمی ...

 

دیروز سه شنبه بود ، روزهای سه شنبه در بنیاد فرهنگی طوبی یک نشست و دورهمی صورت می گیرد ... یک روز ادبی هست و نویسنده ای نقد می شود !! یک روز فرهنگی است و کسی سخنرانی میکند و یک روز هم مثلا مناسبتی و همینطور ادامه می دهند !!

  

ادامه مطلب ...