امروز زیرنویس ها نشان می داد که در همه جای دنیا ، سیاستمداران در حال پریدن به هم بودند ... ترامپ دارد اجاق حمله و تسخیر گرینلند را فوت می کند که گر بگیرد !!
ادامه مطلب ...
اینترنت داریم ولی انگار نداریم ، البته می شود به وبلاگ آمد و چیزکی نوشت ولی انگار بیست سال عقبتر رفته ایم ؛ روزگاری که این پیام رسان ها نبود ...
ادامه مطلب ...
رفته بودم چاپخانه دوستم ، داشتیم باهم صبحانه می خوردیم که همسایه اش رسید ، دیروقت بود و او همیشه حوالی هشت صبح کرکره روغن فروشی اش را بالا می زد و تازه برای دوست من هم جای پارکینگ نگه می داشت !
ادامه مطلب ...
دیروز حوالی ظهر بود و من داشتم به خانه برمی گشتم و سر راهم رفتم تا به یکی از مشتری هایم فاکتور سفارشاتش بدهم تا حسابش را بداند و اگر خواست تسویه بکند ... ضمنا بهش گفتم که فردا را چه دیدی و شاید هم ندیدیم !! فاکتور را گرفت و گفت : " انشالله با دلار شاهنشاهی تسویه می کنم ! "
ادامه مطلب ...