امروز سر راه ، از خانه مادرم به خانه خودمان ، دو همراه داشتم که بحثشان خیلی سیاسی بود و هر از گاهی هم به هم می پریدند ، شاید از خاصیت هواداری باشد !؟
از حوالی ساعت ۸ شب تا همین ۱۲ نیمه شب ، باران داشتیم اساسی ... از آن بارانها که شاید در ده سال کذشته بی سابقه بود !؟ مرا برد به خاطرات سالهای ۷۲-۷۳
چند سطر قانون می نویسند و برای هر سطر ، چند تبصره و استثنا می گذارند و همینطوری هست که کتاب قانون می شود چند جلد !؟ و حق و حقوق ، خیلی ساده و ابتدایی ، در پیچ و خم دادگاهها گم می شوند !؟
دیروز خبر رسید یکی از دوستان همنورد و مربی کوه و یکی از مودب ترین های کوه ، بعد از چند سال درگیری با بیماری ، فوت شده است و امروز آماده شدم بروم سر خاک ...