رفته بودیم ددر سرپائی و کمی میان بازار سفال ها در شهر کوزه کنان چرخیدیم !! البته قرار بود برویم مادربانو چند تا گلدان سفالی بگیرد و چون سفال خام می خواست !! من توی ماشین گفتم :" آنجایی که آنها می خواهند بروند شاید سفال خام پیدا نشود (!) ولی من ده هزار تومان اضافی می گیرم و می برم جایی که هم سفال کار ببینند و هم سفال خام بخرند !! " ( توریست گردان ها را دیده اید که وسط برنامه ، دبه در می آورند تا پول بیشتری بگیرند !! )
ادامه مطلب ...
یک کارتون باکیفیتی هست ، به زبان انگلیسی ، که من دانلود کرده ام و نوراخانیم می بیند ؛ بنام سوپر جوجو !! و نسبت به دیگر کارتون ها خیلی باکیفیت و جالب هست و البته داستان هایش جوری هست که آدم فکر می کند به سفارش وزارت ارشاد ایران ساخته شده است !!!؟؟؟
جمعه بود و حوالی ظهر بود (!) پیشنهاد آمد که کجا برویم (!؟) و بعد تصمیم آمد که برویم دوری بزنیم و پائیز را ببینیم ؛ البته این بار پائیز ارسباران را (!) حوالی ساعت 12 بود که باتفاق مادربانو سفرمان را آغازیدیم ...
ادامه مطلب ...
امروز طبق پنجشنبه ها نیم قرار خصوصی داشتیم با برادرم ، سر خاک برادر تازه متوفی ... به قدر قرائت یک فاتحه جمع می شویم و می رویم و گاه فرصتی می شود برای سر زدن به دیگرآشنایانی که کم کم دارند لابلای روزمره کی ها گم می شوند ...