ریخت و پاش در زندگی روزمره ما ایرانی ها ، یک الگوی فرهنگی شده است و بوسیله آن خودمان را تعریف می کنیم ... البته ریشه بدمصرفی و اسراف آنقدر در زندگی ما گسترده شده است که فقط مواردی با ابعاد بالا را می بینیم و شاید پنجاه درصدش برایمان عادی بوده باشد !!
ادامه مطلب ...
و امروز مطالب وبلاگ در سال 1401 را در ورد ریختم تا در فرصتی که زمان زیادی نیاز ندارد ، آنها را برای پرینت گرفتن و دادن برای صحافی آماده بکنم ... جالب اینکه با چند نوبت اصلاح غلط های تایپی در زمان انتشار پست ، در زمان انتقال به برنامه ورد باز هم مواردی از اشتباهات تایپی به چشمم می خورند و دوباره اصلاح می کنم !
امروز فرصت ناخواسته ای پیش آمد و من که منتظر در پشت کامپیوتر نشسته بودم ، کاری کردم که دو سال است نیمه تمام مانده بود !!
ادامه مطلب ...
دو روزی که گذشت ، آسمان هی از ابرهای سیاه پر و خالی شد !! در پشت کوههای چشم اندازم ، اوقات ابرها تلخ تر بود ، ولی بجز چند قطره ای که آبروی برف پاک کن های خراب را برد !؟ بارانی نداشتیم !؟
ادامه مطلب ...
صبح رفته بودم نان تازه بگیرم، توی نانوایی یک موج عجیبی از دانش پدید آمده بود که مطمئنا در فضای دانشگاه از این امواج پیدا نمی شود !؟ یک نفر با باور کامل داشت از بارورسازی ابرها حرف می زد !؟ ( موردی که اخیرا در اینترنت پخش شده و با نشان دادن عکس هایی آن سوی مرز و این سوی مرز ایران و ترکیه ، تفاوت بارش برف را نشان می دهد ! )
ادامه مطلب ...