-
علم بک ...
سهشنبه 14 مرداد 1393 10:18
-
حاج بک ...
جمعه 10 مرداد 1393 01:12
برای شما هم پیش آمده است که یک کلمه را وقتی می شنوید هم آوا با آن یک عبارتی توی ذهنتان حک می شود و همیشه با شنیدن آن کلمه ، در کنار معنی صحیح همان خاطره هم برایتان تداعی می شود و براحتی و بدون اینکه فراموش بشود در حافظه تان جا خوش می کند !! البته این موضوع با غلط شنیدن و تکرار غلط یک کلمه و مفهوم فرق دارد ، مثل خیلی...
-
مرا بدوش ...
پنجشنبه 9 مرداد 1393 10:16
چند شب پیش تا صبح در حال تهیه و نصب و نقشه دادن و ... برای چادر بودم !! صبح وقتی از خواب بیدار شدم خسته تر از زمانی بودم که خوابیده بودم !! صبح مقداری زمان برد تا آنچه در خواب دیده بودم را روی کاغذ بیاورم ، دیروز از ساعت 12ظهر تا 5 عصر در کارگاه دوستم بودم که در کار تولید انواع کیسه خواب و چادر و کوله پشتی و ملزومات...
-
دلسوزی عزراییل برای دو نفر
چهارشنبه 8 مرداد 1393 01:24
روزی رسول خدا (ص) نشسته بود عزراییل به زیارت آن حضرت آمد پیامبر (ص) از او پرسید : ای برادر چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟ عزارییل گفت : در این مدت دلم برای دو نفر سوخت : یک : روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر...
-
...
چهارشنبه 8 مرداد 1393 00:38
-
عصرانه ی عید ...
سهشنبه 7 مرداد 1393 22:43
نهمین همایش سراسری صعود قلم به قله سبلان طرف های عصر برایم اس ام اس آمد که فردا صعود سراسری وبلاگ نویسان کوهستان به قله سبلان است و امروز در فرهنگسرا همایش دارند و بروم بنمایندگی از هلال احمر یک سر و گوشی آب بدهم !! از قرار معلوم مکاتبه کرده اند و خواسته اند تا یک اکیپ از بچه های امداد کوهستان آنها را در برنامه ی دو...
-
عیدتان مبارک ...
دوشنبه 6 مرداد 1393 17:35
-
تغذیه روح ...
دوشنبه 6 مرداد 1393 02:32
-
روی خط داستان ...
دوشنبه 6 مرداد 1393 01:05
امشب اول رفتم کوه ... بعد کلی با دوستی که باهم بودیم حرف زدیم ، چند نفر را هم که در این مدت ندیده بودم را دیدم که یکی از آنها خاله محبوب بود ، که برای خودش داستانی دارد این محبوب خانم و آشنایی مان برمیگردد به سالهای 80 - 81 که برنامه ی دماوند داشتیم و او هم آمده بود و به وقت خودش تعریف می کنم ... دوستی که با هم بودیم...
-
چند دقیقه تا رفتن ...
شنبه 4 مرداد 1393 22:01
امشب هم می روم کوه ... آخرای ماه شده است و کم کم خواب مانده ها و آنهایی که اوقات بطالتشان را پای سفره های مهمانی افطار گذرانده اند زنگ می زنند و زمان قرار کوه را می پرسند !!! این ماه هم گذشت ، یعنی آنقدرش گذشته که بتوان از همین حالا فاتحه اش را خواند !! خیلی ها نبودند و بعضی ها آمدند جای آنها را گرفتند !! خیلی ها هم...
-
تنهایی ...
پنجشنبه 2 مرداد 1393 13:02
دیشب در غیاب دوستان ، تنها به کوه رفتم ... طبق معمول هر روز سر ساعت 22 آماده شدم و راه افتادم ، عادت کردن به همراهی دوستان باعث شده است تا برای تنها رفتن کمی تنبل بشوم ولی کمی مراجعه به گذشته و یادآوری شبهای زیادی که تنها به کوه می رفتم کافی بود تا راه بیافتم ... سالهای دور هم به کسی زنگ نمی زدم و همان شب اول ساعتی را...
-
...
چهارشنبه 1 مرداد 1393 17:47
-
از هر بوستان خسی ...
دوشنبه 30 تیر 1393 11:38
تیم ملی والیبال ایران در دو بازی آخر خود با اقتدار تمام به حریفان باخت تا مقدار زیادی اما و اگر و چرا ، دست مردم بماند برای کارشناسی کردن تا شروع دور بعدی مسابقات !! وقتی ایران 3 - 0 به آمریکا باخت من نظرم این بود که این باخت از قبل سفارش شده بود ... ولی دوستان نظر دیگری داشتند تا اینکه دیشب هم با تکرار همان نتیجه در...
-
تراژدی فیسبوقی !!
شنبه 28 تیر 1393 18:17
" اگه ما ناپدید شدیم، هواپیما این شکلی بود !!! " کُر پَن ، مسافر هلندی، هیچ فکر نمیکرد عکسی که در فرودگاه آمستردام و در لحظه سوار شدن از هواپیمای پرواز اماچ ۱۷ مالزی در صفحهی فیسبوکاش قرار میدهد، آخرین عکس از این بوئینگ ۷۷۷ و آخرین پُست فیسبوکیاش باشد. او در کنار عکس به شوخی نوشته بود « اگه ما ناپدید...
-
تسلیت
جمعه 27 تیر 1393 15:00
-
بخت در می زند ...
جمعه 27 تیر 1393 01:19
امشب هم باتفاق دوستان رفتیم کوه ... در این چند مدت همیشه نوشته ها با این جمله شروع خواهد شد !! با توجه به اینکه در این ماه برنامه ی خاص ما کوهروی می باشد برای همین نوشته ها تحت تاثیر این جریان خواهند بود ، حالا میماند اینکه چه بنویسم !؟ بعضی مطالب را نباید نوشت !! بعضی ها را نمی شود نوشت !؟ نوشتن بعضی ها هم بیشتر حالت...
-
شبهای مهبادی !!
سهشنبه 24 تیر 1393 22:02
امشب با نوه ها به کوه خواهم رفت ... اگر باد مجال داد چند تا عکس از آنها خواهم گرفت تا یادگار بماند برای روزهای یاد ایام شان !! برنامه ی بعد از ماه رمضانم تقریبا نهایی شده است و اگر مورد خاصی پیش نیاید ،روز عید فطر عازم چالوس خواهم بود تا به قله علم کوه بروم ... از آخرین صعودم به علم کوه چند سالی می گذرد و پیارسال هم...
-
آخرین پاتوپ نوشت !!
دوشنبه 23 تیر 1393 15:56
دیروز هوای شهر خیلی گرم بود و باد هم که می زد کار را خرابتر می کرد ، طرف های عصر چند قطره ای باران آمد و بعد بر شدت باد افزوده شد ... وقتی خانه رسیدم باد از همه جای ساختمان صدا می داد ... مردی در خانه ای مهمان شد که زیاده از حد کهنه و زوار در رفته بود ، شب موقع خواب حواس اش به این سر و صداها بود و خوابش نمی برد ......
-
دو خاطره از 24سال پیش ... ( بخش دوم )
یکشنبه 22 تیر 1393 12:09
حوالی ساعت 5بعد از ظهر بود که به گروهان ما آماده باش زدند و بلافاصله ی ماشین های آفند آمدند تا ما را به منطقه ی مورد نظر انتقال بدهند ، سقز یک سه راهی است که یکطرفش به بوکان ، طرف دیگر به جاده سنندج و راه سومش بطرف بانه است ... مسیری که ما را فرستادند بطرف جاده ی سنندج بود ، از قرار معلوم سه نفر از نیروهای دموکرات را...
-
آخر شاهنامه ی فوتبال ...
یکشنبه 22 تیر 1393 02:32
برزیل باز هم باخت ... و این بار سه تا گل دریافت کرد از هلند ی که از همان ابتدا هم خوب بازی کرده بود ... برای ما که جام جهانی تمام شد ، می ماند بازی تشریفاتی فردا تا مشخص شود چه کشوری تا چهار سال دیگر ببرد از جام نگهداری بکند !!
-
دو خاطره از 24 سال پیش ... (بخش اول)
شنبه 21 تیر 1393 12:21
باز آلمان به آرژانتین رسید و دو خاطره برای من زنده شد ، در این دو سه روزی که گذشته است این خاطرات را برای چند نفر بازگو کرده ام و فکر می کنم نوشتن آنها در اینجا هم خالی از لطف نباشد !! @ 1 24 سال پیش در چنین روزهایی من برای مرخصی رفته بودم خانه و مصادف با پخش فوتبال جام جهانی بود ، روز آخر مرخصی ام بود و فردا باید به...
-
گل غریب ...
شنبه 21 تیر 1393 02:33
-
گذر عمر ...
جمعه 20 تیر 1393 15:29
-
روزگار پریشان ...
پنجشنبه 19 تیر 1393 20:41
روزگارم بخاطر بی خوابی های این ماه تلخ شده است ،شیرینی اش همین نخوردن هله هوله ها و کم خوردن و و چایی نخوردن هاست !! بالشم داد می زند دادو ... ساعتم زنگ می زند دا...دو امروز ساعت 14 آمده بودم که کمی بخوابم تا وقتی که پای تماشای 120 دقیقه تلاش بی ثمر هلند در مقابل آرژانتین تلف کردم را جبران بکنم ... جدال شوالیه های بی...
-
مگر یک مادر از دل وای فرزندم نخواهد گفت !!
چهارشنبه 18 تیر 1393 09:30
دیشب از کوه که رسیدم ، اولین کارم روشن کردن تلویزیون بود ؛ تا برسم صدا را تنظیم بکنم که مادرجان بیدار نشود ، آلمان یک گل به برزیل زد !! آلمان گل بخورد و عقب بیافتد شانس بازگشت به بازی اش زیاد است ولی گل را بزند انگار اسباب بازی افتاده باشد دست یک بچه ی سرتق محال است پس بدهد ... کوله را گذاشتم زمین و یکی دیگر زد ،...
-
تبریز و نمادهایش ...
سهشنبه 17 تیر 1393 15:19
-
قلی در حد لالیگا ...
سهشنبه 17 تیر 1393 02:37
امشب هم رفتیم کوه ... باد داشتیم در حد نسیم ، دلخوشی داشتیم در حد دریا !! نسیم و دریا که سالهاست خاطره شده اند و خاطره هم که همیشه ورد زبان ماست !! عینالی که باد نداشته باشد انگار نوشابه گاز ندارد ... عینالی کوه زیاد بزرگی نیست ، روزها در کنار تبریز بزرگ دیده می شود و شبها با همین باد سرکش اش ... امروز تعدادمان هم...
-
جان جهانی در جام جهانی ...
یکشنبه 15 تیر 1393 04:01
شب هفتم ماه رمضان باشد و باران بیاید تا نگذارد بروی کوه و آن وقت بنشینی در خانه از ساعت 8/30 تا 3/30 بامداد دو تا بازی فوتبال از نوع جام جهانی پیگیر باشی و یک بازی والیبال در حد لیگ جهانی ... وقتی آدم شعر حافظ می خواند که : شب قدری چنین عزیز و شریف تا سحر با تو خفتنم هوس است می فهمد که منظور حافظ در این بیت از...
-
تمرین صرفه جویی در مصرف آب
شنبه 14 تیر 1393 03:06
ماه رمضان نشان داده که هر دلخوشیی نمی تواند در جابجایی های زمان های پرت زیاد زندگی نقش خودش را حفظ بکند ، جابجایی خواب و افزوده شدن برنامه کوهنوردی شبانه ، زمان و حوصله ی وبلاگ نویسی را کلا بیرنگ کرده است !! مطلب برای درج کردن هست ولی به زمان هایی می خورد که حالش نیست ... امشب کوه نرفتم ، باید می رفتم نی نی دیدنی ،...
-
...
پنجشنبه 12 تیر 1393 21:33
ور نبیند چه بود فائده بینایی را