-
روزگار ما ...
سهشنبه 18 آذر 1393 19:41
روزگارمان خوب است / هنوز نفسی می آید و می رود .../ نیاید دردسر است و بیاید و نرود باز دردسر است !! / اگر از کشمکش نَفَس فراغتی بیابیم / می شویم گرفتار هَوَس ... / از یک طرف رفته ایم سراغ طرح مشارکتی ساخت و ساز دندان ها و از طرفی فرانسه می خوانیم ؛به استادم می گویم : " تلفظ حرف س بدون دندان مثل خوردن سوپ با...
-
...
یکشنبه 16 آذر 1393 21:02
-
انصاف
شنبه 15 آذر 1393 21:44
دیشب مهمان بودم ، این فوتورافچی انگار چیزیش می شود که هی پاپیچ من می شود و مرا مجبور میکند دست از بازی با فوتوچه کشیده و به او گیر بدهم !! فوتوچه هم که یک تنه چند نفر را دربست در اختیار گرفته بود و از خستگی داشت از هوش می رفت ولی ول کن معامله نبود ... شب بعد از کلی این پا و آن پا کردن و استخاره و ... تکلیفم برای رفتن...
-
سوغات شمال ...
جمعه 14 آذر 1393 18:10
امروز سرم خیلی شلوغ بود ، یک عالمه چت کرده ام (!!) مطمئنا اینجایش را نخوانده بودید ، بعله هم سرم شلوغ بود و هم اینکه چند ساعتی دست به کی بورد بودم !! بعد استارت زبان فرانسه را به کمک و راهنمایی یکی از دوستان زدم ، یک سایتی را معرفی کردند و رفتم آنجا و قرار شد هم املا و هم تلفظ را به کمک آن سایت جلو بروم !! حال و حوصله...
-
انتقام
جمعه 14 آذر 1393 10:25
-
خرید زیر بنایی ...
پنجشنبه 13 آذر 1393 10:29
دیشب آن یکی دادو تماس گرفت و در یک عملیات غیر منتظره مرا به شام کثیف دعوت کرد ، شنیدن خبر اینکه داعش پشت دروازه های شهر است محتمل تر است از دعوت آن دادو این دادو را برای شام کثیف ... در اینسو از قرار معلوم همسایه ی بالای سر ما چند روزی مراسم روضه خوانی داشتند و دیروز برای ناهار یک عالمه آش پخته بودند با مخلفات گوناگون...
-
تلنگرنوشت ...
چهارشنبه 12 آذر 1393 12:01
-
مبادا ...
سهشنبه 11 آذر 1393 09:47
-
Sorry but it's true
دوشنبه 10 آذر 1393 20:58
-
یکی کم ...
دوشنبه 10 آذر 1393 20:08
امروز رفتم و دادم یکی از کوههای مشکلات را برداشتند ... نمی دانم چرا در اولویت بندی مسایل برخی چیزها اصلا مسئله بحساب نمی آیند !!؟ فراق یار که پیش تو به برگ کاهی نیست بیا و در دل من بین که کوه الونـــــد است امروز در اولویت اول حل مشکلات ، قله دماوند را گذاشتم توی طرح !! ، رفتم و فک پائین را دادم دست دندانپزشک ،...
-
...
یکشنبه 9 آذر 1393 19:51
-
کوهی از کاه ...
یکشنبه 9 آذر 1393 13:08
آقای مدیر یک دفترچه کوچک یادداشت دارد و سر کار هر خبر و درد و مرضی که می رسد را توی آن یادداشت می کند ، البته منهم قدیم یادداشت می کردم ولی بعد که دیدم درد و مرض ها و اشکالات نه تنها حل نشده باقی مانده بلکه روی هم تلنبار شده و بخاطر یادداشت کردن فراموش نمی شوند این عادت ناپسند را ترک کرده بودم ... امروز در اتاق نشسته...
-
پنجره ای بسوی ژاپن ...
شنبه 8 آذر 1393 13:26
دیروز استراحتم کمی زیاده از حد شده بود و همسایه ی بالایی هم که مهمان داشت و نوه هایش مانند روبات های چشم بادامی یکسری حرکات را از زمان آمدن تا زمان خداحافظی تکرار می کنند که شامل : بالارفتن از تختخواب و پریدن روی زمین و دویدن به پذیرایی و بالا رفتن از مبل و پریدن به پائین و تکرار این حرکت ورزشی !! و برای همین خواب تا...
-
جمعه پر استراحت ...
جمعه 7 آذر 1393 14:11
ساعت 10 شب خوابیدم و حوالی 10 بود که رسما بیدار شدم ... گاهی اوقات آدم از خواب بیدار می شود و به چیزی فکر می کند و در حالیکه فکر می کند که دارد فکر می کند دو ساعتی می خوابد ،اگر ساعت را نبیند فکر می کند که نخوابیده و مشغول آن فکر بوده ولی وقتی ساعت را نگاه بکند می فهمد که فکر کرده که فکر کرده والا خوابیده ... حوالی...
-
انتقام
جمعه 7 آذر 1393 10:01
-
پاره نوشت ...
پنجشنبه 6 آذر 1393 13:36
تمام بدی ها در خانه نهاده شده و کلید آن " دروغ " است « قال (ع) » امروز یکی از همکاران این نوشته را روی وایت برد بالای سرش نوشت و در حالیکه می نوشت می گفت که از این جمله خیلی خوشش آمده است ، وقتی به کلمه ی دروغ رسید توقفی کرد تا نظر دیگران را بداند ؛ من دو کلمه دروغ و شراب را گفتم ... در حالیکه دروغ را می...
-
اسراف در دشمنی و دوستی
چهارشنبه 5 آذر 1393 16:21
دیشب نشستم برای نوشتن ، حوصله ام خوب بود و حس نوشتن داشت فوران می کرد ، هر چند اگر با خودکار بود بهتر بود ... چند صفحه که تایپ کردم آنقدر تخلیه شدم که بیحالی تا امروز ادامه دارد ... چند شب پیش که مهمان تشریف داشتیم ، دوستم تعریف می کرد در مورد خوابی عجیب و غریب ، البته ظاهرا برای ما که در گیر داستان نویسی از این نوع...
-
پیشی ...
سهشنبه 4 آذر 1393 22:50
آیا حدس زدی که نقاشی باشد ؟
-
مدرسه موشها ...
سهشنبه 4 آذر 1393 12:46
امروز در خانه ماندم تا دنبال یک کار بانکی رفته و بعد به کارخانه بیایم ، در نتیجه دوباره توفیقی شد تا صدای های و هوی مدرسه را بشنوم ؛ سر و صدای بچه ها در مدرسه و صدای خانم ناظمی که یک ریز پشت بلندگو داد می زند برخلاف خیلی ها برای من همیشه خوشآیند است و یاد " مدرسه موشها " می افتم ... یک چیزی هم دیدم که یاد...
-
نکته
دوشنبه 3 آذر 1393 20:53
-
95+
دوشنبه 3 آذر 1393 16:00
بعد از اینکه این عنوان را برای این نوشته انتخاب کردم دوست داشتم تا کمی حول و حوش همین 95+ بنویسم ولی دیدم خوبیت ندارد آدم پشت سر شخص محترمی ، حتی بشوخی ، بنویسد !! برای همین بیخیال شدم ... واقعیت این است که اخیرا هر چه تلاش می کنم تا شام را در حد مینیمم تقلیل بدهم نمی شود و برخی اوقات از ماکزیمم هم بالاتر می رود !!...
-
انتقام
شنبه 1 آذر 1393 21:16
-
گردن کج !!
شنبه 1 آذر 1393 20:09
دیشب مهمان بودم ... هر سه فقره کوچولوها هم بودند و آنقدر سرم را برایشان تکان داده بودم که گردن درد گرفته بودم ، صبح یکی از همکارام به من گفت : " حتما از بالش افتاده است ، کسی را هم نداری که سرت را بردارد و بگذارد روی بالش !! " گفتم : " دقیقا شبیه همان مورد است البته با کمی تفوووووت !! " قدیم می...
-
سوره تماشا
جمعه 30 آبان 1393 16:44
-
مامانم اینا ...
پنجشنبه 29 آبان 1393 16:47
با عجله در حال قدم زدن بودم ، نمی دانم چه چیزی فکرم را اینهمه بهم ریخته بود ؛ قدم زدن تند نشانه نوعی بهم ریختگی در من بود و غالبا با پیدا شدن سر و کله ی معده درد متوجه می شدم که انگار زیاده روی کرده ام و قدم هایم آهسته تر می شد ... برای اینکه راهم کوتاهتر شود وارد یک بازارچه قدیمی شدم ، خیلی کم به آن محله می رفتم ،...
-
Ice Apples
چهارشنبه 28 آبان 1393 20:22
Photographer Oleg Labastov
-
نشست های مجردی !!
چهارشنبه 28 آبان 1393 13:03
دیشب بعد از کلی بحث و طول و تفسیر در مورد دو فقره طلاقی که جدیدا حادث شده است و بعد از خوردن خوراک زبان گوساله (!!) ، به این نتیجه رسیدیم که افزایش طلاق در جامعه می تواند به چیزهای خیلی زیادی ربط پیدا بکند که همگی در اولویت های بعدی قرار دارند و تنها موردی که در اولویت اول قرار دارد مفسده ی اخلاقی " دروغ "...
-
زندگی در استرس ؛ استرس در زندگی
سهشنبه 27 آبان 1393 20:09
امروز سر صبحی با کمی بدخلقی زندگی را شروع کرده بودم و دلیل عمده ی آن سرویس کارخانه بود ، بعضی ها دوست دارند بی نظمی شان را با بدبختی شان پوشش بدهند و چرخ زندگی شان را اینطوری بگردانند ... تاثیر بدخلقی سر صبح تا حوالی ساعت 9 - 10 ادامه داشت ، طرف های ظهر بود که خبر رسید دو نفر از همکاران جوان شدیدا با هم کنتاکت داشته...
-
هشدار
دوشنبه 26 آبان 1393 16:10
دست ات چو تیغ خدعه برآرد ، حتی به راه داد هشدار ! عاقبت آن تیغ را در قلب تو می کارد
-
انتقام
یکشنبه 25 آبان 1393 10:58