امشب هم می روم کوه ... آخرای ماه شده است و کم کم خواب مانده ها و آنهایی که اوقات بطالتشان را پای سفره های مهمانی افطار گذرانده اند زنگ می زنند و زمان قرار کوه را می پرسند !!!
این ماه هم گذشت ، یعنی آنقدرش گذشته که بتوان از همین حالا فاتحه اش را خواند !! خیلی ها نبودند و بعضی ها آمدند جای آنها را گرفتند !! خیلی ها هم نبودند و باز جایشان خالی ماند !! امسال کوهنوردی های بعد از افطار آن حال و هوای سالهای قبل را نداشت !! با اینحال برای من امسال هم خوش گذشت !!
===
دیشب بالای کوه یکی از من پرسید : " روز قدس راهپیمایی رفته بودی !؟ " گفتم : " نه ... " گفت : " چرا : " گفتم : " بسکه در جامعه تبعیض وجود دارد برای همین !! " رفیق اش که از ظاهرش کمی آدم دولتی دیده می شد زود خودش را نخود آش بحث ما کرد که چرا !!!؟؟ گفتم : " والله ... کاراته کارها می توانند با لباس رزمی بروند توی خیابان پشتک وارو بزنند و کسی جلودارشان نیست ، آن وقت من اگر بخواهم با مایوی شنا بروم توی خیابان نمی گذارند !! تبعیض درخت چنار نیست که از دور توی چشم بزند ، همین مسایل جزیی هم توی جامعه باید لحاظ بشود !! "
فکر کنید که سه نفر باشید و دو نفر بزنند زیر خنده و یکی کنف بشود و ...
===
دسر بعد از کوهنوردی !! پائین نیامدن وزن تقصیر ترازو نیست !!
امان ازدست دختر همسایه...واگرنه تو الان باربی بودی!
دلگرمی دیگران را بهانه ی دستگرمی خود کردن یک تیر و دو نشان است !!
سلام
به ثمر میرسید.
صیاثت حاضر جوابیهای شما را کم داره..حیف نیست؟این استعداد داره هدر میره.کاش جای ظریف و ظرف و ظروف شما را میبردن.حتما پنج منهای یک