امروز توی اتوبوس نشسته بودم و یکنفر کنار دستم نشسته بود و داشت به دوستش یک عکس از انیستا نشان می داد که یکنفر داشت یک درخت چنار بزرگ را قطع می کرد و نوشته بود ، قطع چنار دویست ساله به دست منابع طبیعی لرستان !
سعدی بزرگ گفته : بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار / خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار ..... و هنوز بعد از چند صد سال یک عده در بامداد گیر کرده اند که منظور دمدمای صبح است یا ابتدای فروردین و یا ... !؟
ادامه مطلب ...
شنبه ای که گذشت یک مراسم خیلی مهم و حیاتی داشتیم ... مهم بود چون تعلق داشت به نورا خانم و حیاتی بود برای اینکه در حیاط مهدکودک برگزار می شد ! شنبه جشن اتمام دوره مهد کودک بود که با عنوان فارغ التحصیلی ، مد شده است !؟
من در مورد چندنفر خیلی با احترام برخورد می کنم و همیشه در حرفهایم و خاطراتم ، تک جمله هایی از آنها ذکر می کنم و یکی دو مورد خیلی بولد شده درزندگیم که باعث می شوند تا جریان شکرگزاری ام خشک نشود را مرتبط باآنها می دانم و یکی از دلایل خوشبختی ام را وجود آنها در زندگی ام می دانم و از این حرفها ...
ادامه مطلب ...
بعضی روزها خیلی خاص هستند ، خاص بودن شان لحظه ای نیست ! کار یکی دو نفر نیست ! مانند یک حادثه عظیم ، برآمده از برآیند خیلی چیزهاست ...
ادامه مطلب ...