دیشب بعد از اینکه باتفاق مادر " امپراطور دریا " را دیدیم !!! قرار را بر خوابیدن گذاشتم ولی تا این قرار بر مدار اجرایی شدن برقرار شود ساعت 2 شده بود ... مصداق آیه ی " لفی خسر " همه ی این بیداری به چند چت نیمه کاره و وقت هدر کن صرف شد !!
روزگارم خوب است ، اگر نمی نویسم از زیادی حرف است و کمی حوصله !! حوصله گاهی از درون می گیرد و گاهی از بیرون !! حوصله به لوله ی بخاری می ماند ، هر از گاهی باید جلوی انسدادش گرفته شود ، مدرسه که می رفتیم ، عصر بخاری نفتی بود !! کلاسی که دوست نداشتیم برگزار بشود یک آمپول می انداختیم داخل بخاری و دق دلی بخاری وسط کلاس خالی می شد و کلاس را تعطیل می کردیم ...
