حسن یوسف !


دلخوشی ها کم نیست ؛ فقط وقت کم می آید !!


امروز روز شلوغی داشتم ... ولی دو چیز را برای امروز ثبت کردم ... اول از همه تماشای یک گل "‌حسن یوسف "‌ و کلی لذت بردن از تماشای آن !!! دوم رفتن به ادامه ی مراسم تولد پسر دوستم ... 


  ادامه مطلب ...

فرورفتگی خواب در بیداری ...


دیشب خوب خوابیدم ، برای همین فرصتی شد تا خواب ببینم !! خواب دیشبی یکی از آن نوع خواب های خیلی شیرین و کمدی بود که در این چند سال اخیر کمتر دیده بودم ، بصدای خنده ام حوالی ساعت 3بامداد مادرم صدایم کرد و بعد که بیدار شدم و دوباره خوابیدم در ادامه ی خواب ، با صدای آهسته تری می خندیدم ...

  ادامه مطلب ...

توهم

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

ددری به بهانه مرد بودن !!

 

امروز روز مرد بود ، و برای خیلی ها روز پدر ... یکی از دوستان زنگ زد و قرار گذاشتیم تا امروز باتفاق هم یک نیمچه ددری برگزار بکنیم ؛ روز زن هم که گذشت ما باهم بودیم ، دو تایی رفته بودیم لاله پارک و بعد هم شام خورده بودیم ،این بار باتفاق هم رفتیم جلفا و ناهار را باتفاق هم برگزار کردیم ...

  
ادامه مطلب ...