هنر همیشه خلق زیبائی ها نیست ، گاه شوخی با زیبائی ها هم نوعی هنر است!! در وبگردی ها عکس های زیادی به تور چشمان آدم می خورد ولی من دو تا را انتخاب کردم که بنظرم خوشترآمدند ...

من شخصاً اعتقاد دارم که در زندگی روزمره با پیچیدگی های خاصی که دارد و بازیهای متفاوتی که تبلیغات و ترویجات روزمره ما را به آن گرفتار ساخته است ... در هر لحظه فرصت های زیادی برای تغییر وجود دارد ، برخی از این فرصت ها در شرایط خاصی اتفاق می افتند که خوشمان می آید و ما نام آن را خوش شانس می گذاریم و برخی در شرایط خاص دیگری رخ می دهد و ما آن را بدشانسی می نامیم ... داشتن و نداشتن شانس بستگی مستقیم به قرار دادن خود ( و یا قرار گرفتن ) در شرایط و فرصت ها دارد ... و برای همین می تواند به خیلی چیزها ربط داشته باشد !!
ادامه مطلب ...
این چند روز درگیر مسایل شفاهی هستم و برای همین خوب به حرف زدن افتاده ام و از نوشتن زیاد خبری نیست ، بحث خرید رکوردر هم بالا گرفته است ، البته آن روز امتحان کردم و دیدم موبایلم چنین توانایی را دارد ولی نمی دانم چرا صدایم انگار مال خودم نیست ... قبلا سابقه ضبط صدای خودم را دارم و چند کاست پر کرده ام ولی انگار این صدای من مثل آن صدای من نیست !!
ادامه مطلب ...
1) «با کلام خود گناه نکنید»
چون کلام شما می تواند کل باور یک نفر را در مورد خودش در جهت مثبت یا منفی تغییر دهد
2) « هیچ چیز را به خود نگیرید »
چون هیچکدام از کارهایی که دیگران می کنند به خاطر شما نیست وقتی که چیزی را به خود میگیرید خود را به رنج می اندازید و باور خود را تغییر می دهید بنابراین همواره به دنبال دل خود بروید
3) «تصورات باطل نکنید »
زیرا در اینصورت تعارض درونی بسیاری ایجاد می کنید
4) « همیشه بیشترین تلاشتان را بکنید»
در نتیجه زندگی پرشوری خواهید داشت و فعال و خلاق خواهید بود.
نمی دانم کجای شب بود که یک پیام هایی می آمد ... صبح که بیدار شدم چشمم به همان پیام ها خورد ولی نمی دانم چرا نگاه نکردم !! یک جایی دعوت شده ام بنام کتابخانه ی مرکزی (!!) گروه بوداری است ولی چه می شود کرد ، بخاطر منافع قلیل شان باید مضرات کثیرشان را تحمل کرد !! از مطالبی که می گذارد معلوم است که پشت اش دلارهای آمریکایی خوابیده است !! ( یک دوره ای این اصطلاح خیلی صدا می کرد !! ) ... وقتی از آن ناحیه پیام می آید برای چک کردن بیخیال می شوم تا وقت مناسبی گیرم بیاید !!
توی کارخانه نشسته بودم که یادم افتاد انگار چند تا پیام داشتم !! اوضاع نت هم که خراب است و تلگرام هم که ایضاًً !!! شاید هم وقتی این دو بهم می خورند اوضاع بدتر می شود !! این نرم افزارها کلاً از یک ریشه آب می خورند ؛ نانو شبیخون های فرهنگی !!
تلگرام را باز کردم و دیدم چند پیام ناخوانده دارم و یکی از دوستی بود که پیام هایش نشان می دهد ددر رفته بودند !! خدا عمرشان را به عزت بیالاید هر وقت ددر می روند چند تایی هم برای من عکس کنار می گذارند تا سر پیری بنشینم و خاطراتم را نشخوار بکنم !! آن هم از کجا ؛ آبشار لاتونی که برای یک عمر تعریف کردن خاطره دارم !! تا عکس ها باز بشود دفتر صبح بسته شد و لنگ ظهر آمد !! ولی ارزش آنهمه صبر کردن راداشت ، رفتن به آبشار لاتون در یک هوای بارانی و مه آلود و عکس های خیلی زیبا ...
یکی را جدا کردم ؛ از بس که زیبا بود و تماشا کردنی !! همه ی پائیز را در خودش دارد ...
ادامه مطلب ...