ترامپ که نتوانسته بود بصورت یهوئی در جنگ موفقیتی کسب بکند و نشد آنچه در نظر داشت ( بدبختانه در خیلی از موارد آنگونه که دوست دارد پیش نمی شود ! ) بازی مذاکره را پیش کشید تا ایران گرفتار در ریای اخلاقیات را پای میز بکشاند و در این میان یکعده سینه چاک و مثلا زبان دنیا بفهم رفتند تا شاید گناه قبلی ها را بشورند و برای خود وجهه ای کسب بکنند !؟
زمان نوجوانی ما این عنوان پست ، نام یک کتاب بود و یادم نمی آید از آن دست کتابهای جیبی بود که قاچاقی می خواندیم و به هم می دادیم یا کتاب جنایی معمولی بود !؟
بعضی از گرانی ها ملموس هستند و روزمره ، دولت به آنها سبدخانوار می گوید و مثلا مواظبشان هست که نقطه به نقطه بالا برود تا خدمتگزاری دولت زیر سوال نرود !!
سالهای دورتر ، مثلا ۲۵ سال پیش ، دولت از برخی کارخانجات خود ، مهندسینی به برخی کشورها اعزام می کرد ، برای راه اندازی برخی واحدها ...
در نانوایی یکی داشت از مراسمات این چند روز گذشته و ریخت و پاش ها و ... حرف می زد ! گفتم :« داستان آن فیل در مثنوی را شنیده ای که در اتاقی تاریک بود و هرکس به حایی از بدنش دست می زد و حدسی می زد !؟» گفت :« آره ... »