یادداشت های دادو
یادداشت های دادو

یادداشت های دادو

و باز سر خاک ...

 

یک نفر از دوستان استوری کرده بود که :« باید این واقعیت را بپذیریم که می میریم !» امروز برای سومین بار در این هفته ، رفتم برای تشییع و تدفین !

 

ادامه مطلب ...

دلقک ها و مترسک ها !!

 

چند روز پیش یکی از دلقک های فضای مجازی که تن به رزالت هنری طنز داده و با لودگی و اصرار بر تولید خنده ، برای خود شخصیت درست کرده و شاید هم درآمدی ؛ به فردوسی و شاهنامه گیر داده بود و مطمئنا که این قبیل کارها ناپسند هستند (!) ولی همه ی لوده ها ناچارا راه ناپسندی اختیار می کنند ...

 

ادامه مطلب ...

هلال ماه ربیع

 

دیروز عصر باتفاق دوستم رفتیم کوه ، عصرهای کوهنوردی خیلی جالب و خوب هستند ، نه آنقدر سنگین هستند که آدم بخواهد از زیرش در برود و نه زیاد وقت گیر هستند ... در هر نوبت هم تعدادی سلام و علیک یهوئی پیش می آید.


ادامه مطلب ...

آب و بی آبی !؟

 

امروز آخر ماه صفر بود و هوا آنقدر صاف نبود که دمدمای غروب هلال ماه ربیع را ببینم ، انشالله فردا سعی می کنم ببینم ... تماشای هلال اول ماه انرژی و زیبایی خاصی برای من دارد !؟

 

ادامه مطلب ...

سحرانه ...

 
خبر رسید که پدر دو تن از همکاران فوتش شده است و طبق معمول از دیشب مهیا بودم برای رفتن به سر خاک ، به قول بانو ما ( خانواده ما )  برای رفتن به سر خاک دنبال کوچکترین بهانه ایم و برای نرفتن به خیلی جاها هم !! ... من شخصا دوست دارم بروم و در مراسم تدفین حضور داشته باشم !

ادامه مطلب ...