یک دهه نودی !؟

 

پدر یکی از دوستان فوت شده بود و باید می رفتیم سر خاک برای تشییع و تدفین ، البته از دوستان برادربانو بودند و در این چندسال چندبار حشر و نشر داشتیم !؟

 

ادامه مطلب ...

کرمان

 

 و امروز ، از قالی کرمان ، خون می چکید !!

 

ادب ، مرد و زن ندارد !

 

توی راه خانه بودم و دستانم تقریبا پر ... امروز را مثلا لطف کرده بودند و مسیر BRT و مترو را رایگان کرده بودند !؟

  

ادامه مطلب ...

نورائیات !

 

نوراخانیم این روزها ، بعد از مهمانی دورهمی ، که دختردوستم با پدرش مچ می انداخت !؟ ، روزی چندبار با من مچ می اندازد و هر بار قبل و بعد مسابقه کلی کری می خواند !؟

 

ادامه مطلب ...

مازوت !

من از مردمانی که سیگار می کشند و از آلودگی هوا شکایت دارند ، گله مندم !!