یادداشت های دادو
یادداشت های دادو

یادداشت های دادو

روسوخرها و آمریکوخرها !؟

 

در اخبار خواندم که پژمان جمشیدی که اخیرا تا زندان محکومین به اعدام هم رفته بود ، با یک درجه تقلیل و یا اغماض ، با ضمانت 50 میلیاردی آزاد شده است و نه تنها آزاد شده است بلکه به لطف همین وثیقه به کانادا رفته است (!؟!؟) و به گفته وکیل برای کارهای اداری (!؟!؟) ، مردم کارهای اداری شان هم در آن دوردورها می باشد !؟


ادامه مطلب ...

پائیزانه ...

 

بالدیزخانیم ( خواهربانو) رفته بودند شمال برای یک سفر چند روزه و ضمنا گهگاهی برای ما از باران و مه و ... عکس و فیلم می گذاشت و ما وسوسه شدیم که دور نرویم ولی در همین حوالی برویم و باران را از نزدیک ببینیم ... کلانشهر یعنی آنقدر آلودگی و گرمای هوای ناشی از خودروها و ... که ابرها وسوسه نشوند برای باریدن !؟


ادامه مطلب ...

نخ ، سوزن ، میخ ..

 

چند وقت پیش یکی از همکاران به من زنگ زد که یک سفارش گرفته ام ولی سررشته ی زیادی در این مورد ندارم ، بیا کمی در مورد مشورت بده و منهم قبول کردم ... من عاشق مشورت دادن هستم ، حداقل این است که خودم یک چیزهایی یاد می گیرم !؟

 

ادامه مطلب ...

زندگی سفید با دود سیاه !؟

 

اینکه ما بخواهیم در یک جامعه برای همه یک سبک زندگی تعریف بکنیم ، یک اشتباه محض است ؛ مخصوصا با این حجم ا زدرهم تنیده گی ها و ارتباطات بی در و پیکر و صادرات و واردات فرهنگی و مسایل مختلفی که اعتقادات و جنبه ها و شخصیت ها را متزلزل می کنند ...

  ادامه مطلب ...