دروغ و توهم !

 

ملانصرالدین داشت به خانه می رفت و دید که بچه ها با سر و صدای زیادی توی کوچه بازی می کنند ، فکری به سرش زد و گفت :« بچه ها ، سر کوچه دارند حلوا خیرات می کنند !» بچه ها بازی را رها کرده و دوان دوان رفتند ، ملا کمی ایستاد و دید کسی از بچه ها برنگشت ، خودش هم بطرف سر کوچه برگشت و گفت :« شاید هم واقعا دارند حلوا خیرات می کنند !؟»


ادامه مطلب ...

آدمهای موقتی !

 

این روزها به لطف کدام مدیریت غلط (!) و برای پوشاندن کدام تصمیم غلط (!) مجوز ورود انواع ماشین‌های لوکس صادر شده است ؟!


ادامه مطلب ...

جام جهانی ...

 

ایام جام جهانی ست و خواه ناخواه همه درگیر آن هستند ، حتی کسانیکه تا این لحظه نخواسته اند از بازی ها ببینند و یا مثل من ، هر از گاهی و تصادفی ، چند دقیقه ای از برخی بازی ها دیده اند و یا خیلی ها که از خواب زده اند و تا می توانستند بازی ها را دیده اند !؟ همه درگیر بوده اند !؟


ادامه مطلب ...

قضا و قدر ...


جوان بود و پر از سوال ! این روزها آدم دلش به حال نوجوان ها و جوان ها می سوزد !؟ برای طرح سوال در ذهنشان آرامش ندارند و برای دریافت راهنمایی و جواب هم چندبرابر مشکل دارند !؟ 


ادامه مطلب ...

عراقی !

 

توی اتوبوس نشسته بودم ، پیرمردی سوار شد ، جوانی بلند شد و جایش را به او داد ، تیپ پیرمردهای شهر نبود !


ادامه مطلب ...