یادداشت های دادو
یادداشت های دادو

یادداشت های دادو

بارانی !

 
از دیروز نم نم بارانی داریم و همین باران اندک یک عالمه به هوای شهر صفا داده و دلها را شاد کرده است ... جمعه ، وقتی در ددر بودیم ، هواپیماهای بارورکننده ابرها را در بالای سر ارومیه دیدیم !

ادامه مطلب ...

بهانه شیرین ...


جمعه ای که گذشت ، دعوت بودیم به یک مراسم تولد و دورهمی در طبیعت ... تولد دختر دوستم که حالا در اسپانیا درس می خواند و خودش نبود و دوستان جمع می شدند تا برایشان تولد غیابی بگیرند و کیک ببرند و بخورند و ...


ادامه مطلب ...

شوخی شوخی ، جدی !

 

عنوان پست برای چند نفر از خواننده های این پست ، بصورت یک واقعیت رخ داده است !؟ البته شاید سطح برخی از این اتفاقات معمولی باشد و برخی خاص !؟


ادامه مطلب ...

تدریس زوری !

 
امشب بعد از خوردن شام ، نوراخانم نفری یک کاغذ به همه داد تا سر میز شام ، کلاس تشکیل داده و ما را باسواد بکند ...

ادامه مطلب ...

خبر و بیخبری !؟

 

این روزها خبر مهمی نیست ، الا کم آبی تهران که از مرز هشدار رد شده است و به جیره بندی و قطع کشیده است ... یکعده دنبال باران هستند و یکعده هم از همین موقعیت برای مسخره کردن گروه اول استفاده می برند !؟

 

ادامه مطلب ...