صیادی، یک آهوی زیبا را شکار کرد و او را به طویله خران انداخت. در آن طویله، گاو و خر بسیار بود. آهو از ترس و وحشت به این طرف و آن طرف می گریخت.
برای چندمین بار قند را توی دهانم خوردم و تمام کردم ولی هنوز چای ام روی میز مانده است ، با این حواس جمع برای هر دقیقه زنده بودن باید ساعت ها شکرگزار بود !!
به یکی می گویی دل شیر داری ، سینه را از هوا پر می کند عینهو بالن ، سر و گردن تکان می دهد و انگار که مادرزاد شیر بود و تریپ سلطان جنگلی می گیرد ...