داستان آهو

 

صیادی، یک آهوی زیبا را شکار کرد و او را به طویله خران انداخت. در آن طویله، گاو و خر بسیار بود. آهو از ترس و وحشت به این طرف و آن طرف می گریخت.

  ادامه مطلب ...

حواس ...


برای چندمین بار قند را توی دهانم خوردم و تمام کردم ولی هنوز چای ام روی میز مانده است ، با این حواس جمع برای هر دقیقه زنده بودن باید ساعت ها شکرگزار بود !!

 

توهم

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

...

 

 

از کجا به چی نگاه کردن !؟!؟

 

به یکی می گویی دل شیر داری ، سینه را از هوا پر می کند عینهو بالن ، سر و گردن تکان می دهد و انگار که مادرزاد شیر بود و تریپ سلطان جنگلی می گیرد ... 

  
ادامه مطلب ...