امروز باید به بانک مراجعه می کردم برای همین تا ساعت 7/30 کاری نداشتم جز استراحت ، البته اگر می گذاشتند ، از شانس من امروز سرویس کارخانه نیامده بود و برای همین از 6/30 تا 7 سه تا تماس داشتم که از من می پرسیدند ماشین رد شده است یا هنوز نیامده است !!؟ ریش سفید جمع بودن از این دردسرها دارد !!
امروز دو تن از دوستان بظاهر فهیم و در واقع خوش قلب مرا تیتر بحث خودشان کرده بودند و چون از در راه نمی دادم از پنجره وارد تنهایی من شده بودند و کلی بحث کردند تا دلایل افسردگی مرا پیدا بکنند ، آخر سر هم به نتیجه نرسیدند و دلیل اش هم معلوم بود ؛ تنها بودن دلیل افسردگی نیست !! بعد من یک سوال از آنها پرسیدم که کاش زودتر می پرسیدم ، چون بمحض طرح سوال هر کدام دنبال کار خودشان رفتند ...
ادامه مطلب ...
دیروز باز باران بود و یکریز و بی صدا می بارید ، آنکه با ترانه می بارید را فقط در قصه می توانید بخوانید ، و اگر خانه تان کلبه ای باشد در دل کوهستان شاید !! البته اگر نق و نوق اهل و عیال بگذارد ... توی شهر بزرگ صدای ماشین ها و انواع مختلفی از ناهنجاری های صوتی مجال گوش دادن به ترانه ی باران را نمی دهد !! ولی دیشب یک ددر از نوع داخلی شهری و زیر بارانی هم داشتیم و مهمتر از همه از نوع مجردی ...
ادامه مطلب ...
