اژدهای هشت سر !!

 

ظهر از کارخانه به خانه برگشتم ، دغدغه ی هفته ی گذشته ام رفتن به سلمانی بود !! یکساعتی خانه بودم و بعد رفتم سلمانی ، از شانس من یکی از صندلی ها خالی بود و نشستم و سرم را سپردم به استاد سلمانی ، نمی دانم هنوز دست به قیچی شده بود یا نه که خوابیدم و به صدای شسوار بیدار شدم ...

 

ادامه مطلب ...

کار خودم پسندانه !!


چند وقت پیش می خواستم یک تابلویی به یکی از همکاران بدهم و برای همین یک مدتی فکرم مشغول بود ، تا اینکه در جستجوی موفقیت ؛ موفق شدم یک طرحی را پسند بکنم و برای تبدیل آن تابلو زیبا به تابلویی که امکان تهیه اش باشد دست به کار شدم ...

 

ادامه مطلب ...