این روزهای شفاهی ...

 

این روزها وقت کم می آورم ... شاید هم حوصله !! برای چند روز آینده کمی معده درد را هم پیش بینی کرده ام !! اوضاع خواب هایم هم خوب نیست ، هر شب بنوعی درگیر هستم ؛ البته غالبا به ضرر بالش تمام می شود و تا شب بعد باید به استراحت بگذراند !!

 

البته یک جای دیگر هم می نویسم و باعث می شود سهمیه ام برود جاهای دیگر و در ضمن گفتمان شفاهی ام زیاد شده است و ...

 

حکایت مرد گِل خوار و عطار قند فروش


فردی دچار بیماری گِل خواری بود و چون چشمش به گِل می افتاد، اراده اش سست می شد و شروع به خوردن آن می نمود!
وی روزی برای خریدن قند به دکان عطاری رفت. عطار در دکان سنگِ ترازو نداشت و از گِل سرشوی برای وزن کشی استفاده می کرد.

 

ادامه مطلب ...

گَندوانه !!

 

دیشب کلی تبلیغات کردند و مرا نشاندند برای تماشای برنامه ی خندوانه ، البته قبلا گفته بودم که زیاد از رفتار رامبد جوان و کسانی که در مایه های او هستند؛ مثل خمسه و ... ( حالا بالا و پائین را خودشان جدا بکنند ! ) زیاد خوشم نمی آید ...

  ادامه مطلب ...

یک ساعت تی وی !!

 

دیروز حوالی ساعت 11/30 بود که از خانه زدم بیرون ؛ البته قبل از بیرون رفتن حدود یکساعت داشتم سرپایی شبکه نسیم تماشا می کردم ، یکی از نوه ها بین خواب و بیداری بود و تلویزیون را روشن کرده بود و برنامه ای که پخش می شد مرا جذب کرده بود ، یکی از دلخوشی های من تماشا کردن تلویزیون بصورت سرپایی است ، این یعنی عدم علاقه ی من به تماشای تلویزیون بصورت اعم و جذب شدن به برنامه ای بصورت اخص می باشد ...

 

ادامه مطلب ...

حال و روز ما معتادا ..

 
http://s6.picofile.com/file/8210335068/814503945_10102.jpg

نقل از یک معتاد دیگه !!