یک روز توی شهر ...

 

امروز روز تعطیلی مان بود ، یکی دو تا کار داشتم . یکی سر زدن به دفتر روزنامه بود ، بیشتر برای دیدن دوستم و دیگر بردن چند قلم کار نمدی که سفارش خانم دوست دیگرم بود و سر زدن به کارگاه لیزر و ...

  

ادامه مطلب ...

برف کارمندی ...

 

از دیروز برف می بارد ، آنهم مدل کارمندی !! یعنی نه می شود برفش را منکر شد و نه می شود باریدنش را جدی گرفت !! نوبت اولی که رفته بودم نخجوان ، توی پیاده رو چند نفر جارو بدست می رفتند ، منهم مثل خیلی ها شنیده بودم و ندیده بودم !! ، نزدیک که شدم دیدم آنها کارگران شهرداری هستند و دارند خیابان را نظافت می کنند ، کار می کردند که حقوق بگیرند نه اینکه کاری انجام داده باشند !! بیشتر با برگها هاکی بازی می کردند !!

  

ادامه مطلب ...

هنر طبیعت و هنر انسان ...

 

 http://s6.picofile.com/file/8235322342/1239591_630967790281851_65200543_n.jpg


این تصویرِ یک رشته چین خوردگی خیلی طولانی است که از اطراف زنجان شروع شده از تبریز رد شده و تا نزدیکی های جلفا دیده می شود ، در برخی جاها منظره ی بسیار زیبایی از آن دیده می شود که اطراف اتوبان تبریز - زنجان ( محدوده ی شهرستان هشترود ) و اوایل جاده تبریز - اهر ( محدوده ی شهر خواجه ) از آن جاها می باشد ...

 

ادامه مطلب ...

من و جدول و ابجد و ...

 
یکی از دلخوشی های ایام جوانی من حل جدول بود و در این کار آنقدر مداومت و علاقمندی داشتم که بعد از سالها هنوز در فامیل مرا به جدول حل کردن !! مثال می زنند ... البته همان دوران راهنمایی و دبیرستان که باید سرم به درس می بود روزگار جدول حل کردن های من بود و داستان هایی در این مورد هست در حد و اندازه های هزار و یک شب !!
  
ادامه مطلب ...