همه چیز خوب و آرام دارد پیش می رود ؛ حتی جریان اعتصاب کارخانه های ماشین سازی و ریخته گری ... همه سرشان به جای دیگری گرم است ، جریان تند انتخابات !! یک عده در تب و تاب مقامی هستند که بدست آوردنش ارزش از آخرت گذشتن را دارد (!!) برخی در تب و تاب این هستند که چگونه باید قطب نمای ریاست شان را برای افراد تازه روی کار آمده تنظیم خواهند کرد (!!)
جمعه ای که گذشت و مطلب ننوشتیم ، حال خوبی داشتیم و موقعیت بسیار مناسبی ؛ برای همین فرصت را مغتنم شمرده و ادامه داستان مان را نوشتیم ... خدا را چه دیده اید شاید لطفی شامل حالمان شد و حالمان اینگونه ماند و جلد پنجم هم تمام شد و خیالمان راحت !!
برای امروزمان مرخصی رد کردیم تا در استراحت سپری کنیم ... از قرار معلوم کارخانه هنوز کار نمی کند و کارگران بجای وعده ی سرِخرمن پول می خواهند تا چرخ زندگیشان بچرخد !!
ادامه مطلب ...
امروز هم مثل دو روز گذشته ، سر ظهر کرکره ی کارخانه را پائین کشیده و راهی خانه شدیم ... از اول صبح جر و بحث های دامنه دار و حاشیه دار سر موضوع مطالبات حقوقی کارگران و وعده های نامشخص مدیریت بود و عده ای که این وسط هی بالا و پائین می رفتند ... بالاخره هم نتیجه ای حاصل نشد و کار کلید نخورد !!
ادامه مطلب ...
