پنجشنبه ی انتظار ...

 

دیروز ما به انتظار گذشت ، البته که انتظار برای ملت ما چیز ناآشنائی نیست و ما همیشه منتظر هستیم !! تحقق وعده ها و همچنین زیادی آنها باعث شده است که همیشه چشم انداز زندگیِ دلخواهِ  ما با فاصله ی زیادی از ما قرار بگیرد و این فاصله را طبیعتا ، انتظار پر می کند !! انتظار در بهترین حالت از استرس و غم لبریز است !!!

  

ادامه مطلب ...

جراحی قرنیه ...

 

توی نوبت آزمایشگاه نشسته بودیم و مشغول کار خودمان ؛ یعنی من داشتم توی گوشی بانو گیم بازی می کردم !! ولی  صدای منشی که تلفنی با بچه اش حرف می زد روی مخمان بود ...

   ادامه مطلب ...

فرهنگ صادراتی ...

 

جمعه پیش ، طرف های ظهر بود که زنگ خوردیم و دعوت شدیم به همراهی در یک ددر همین دور و برها ... و البته ناهاری که در ادامه داشت ، کوفته !! طبق معمول اساس بر این بود که جای باشد خلوت و خنک و زیبا ...

 
ادامه مطلب ...

می آیم و می نویسم ...

 

یک چیزی اینجای دلم مانده ولی وقت نمی کنم تعریف بکنم ... این عنوان را بیاد داشته باشید و خودتان کمی حدس بزنید :


" ما فرهنگ مان را به تمام جهان صادر می کنیم "