شروع هفته مقارن بود با آغاز ماه رمضان و من باید سری می زدم به چاپخانه دوستم که کمی ترافیک کاری داشت !! دو ماهی که با کرونا گذشت ضربه شدیدی به کسب و کارها وارد کرده است و بعد از اینکه کارها از سر گرفته شده است (!) ورم ناشی از این ضربه در فعالیت ها به چشم می خورد !!
ماه رمضان امسال هم آمد و سعادتی ست که عمری بود و دوباره مهمان سفره رمضان شدیم !! انشاءلله که دست خالی نمانیم ...
ادامه مطلب ...
حوالی ساعت 11 از خانه بیرون زدم ؛ برای چند تماس تلفنی (!) این روزها وقتی موبایل به دست می شوم نوراخانیم سر می رسد و گوشی را می خواهد و خلاصه اینکه این رقیبِ گوشی مثل قبلی ها ( مادرم و مادرش !! ) نیست و همیشه پیروز جنگ است !!
بعضی اصطلاح ها چون از طریق گیم های مختلف در بین مردم رایج شده اند (!) اغلب مردم آنها را در حد همان گیم می دانند (!) و صدالبته که زندگی خیلی از مردم در حد همان گیم می باشد و سرگرم شدم مردم به روزمره گی های بیهوده که در کاتالوگ آفرینش هم آمده است !!! و حادترین این روزمره گی ها داستان کام بک و برگشت به وضعیت قبلی است !!