یادداشت های دادو
یادداشت های دادو

یادداشت های دادو

مدیریت پرتنش


سالها پیش ، توی کارخانه ، یک مدیر داخلی داشتیم که حالا چند سالی هست به رحمت خدا رفته است ، آدم خوبی بود و چیزهای زیادی از او یاد گرفتیم ...


ادامه مطلب ...

عمل بینی !

 

ابتدای شروع و دوره تبلیغات برای پیروزی در انتخابات ، طرفداران پزشکیان در فضای مجازی بنرهای تبلیغاتی عجیبی می گذاشتند و یکی از آنها این بود که مثل ماهاتیر محمد که مطب اش را بست و گفت برای درمان کشورم می روم ( و وارد جهان سیاست شد و البته دوران موفقی داشت و در نهایت مورد قهر یهودی ها قرار گرفت ولی در آستانه صد سالگی هنوز احترام و اعتبار را داشت ! ) این کشور هم به یک طبیب حاذق نیاز دارد !؟


ادامه مطلب ...

لوکیشن !

 

لوکیشن را همه ی ما می دانیم چیست ، البته لفظ فرنگی اش این روزها بیشتر استفاده می شود و شاید به مذاق فرهنگستانی ها و آن مجری غلط گیر تلویزیون خوش نیاید و بگوید که از اصطلاح فرنگی استفاده نکنید ولی موقعیت هم به همان اندازه خارجی است و همان بهتر که بگوییم کجاگاه !؟ ( نگوئیم لوکیشن بگوئیم کجاگاه ! ) برای این کلمه باید فرهنگستان حداقل هشتاد میلیون به حسابم بریزد البته این نرخ چند سال پیش است و آن موقع لوبیا چیتی 150 هزار تومان بود !؟ 


ادامه مطلب ...

در جستجوی یک نام !

 

حوالی سال 69-70 که من سال دوم سربازی را طی می کردم ، دو نفر هم روستایی بودند که باهم به خدمت آمده بودند و بزرگترین ترس آنها این بود که خدا نکند از هم جدا بوند و اعلام کرده بودند که هر پایگاه و هر جایی که بروند مهم نیست فقط باهم باشند !! 


ادامه مطلب ...

شفتالوها رسیده اند ...

 

در روزگار ما جای خیلی چیزها عوض شده است و یک نمونه آن همین جریان نوبرانه ها می باشد ، خیلی سال پیش ، اگر قرار بود طالبی در وسط تابستان به بازار بیاید ، گاهی اواخر خرداد پای طالبی به بازار باز می شد و می گفتند که نوبرانه است و برخی ها که چندان زیاد هم نبودند (!) می توانستند برای هزار و یک دلیل (!) طالبی نوبرانه بخرند و توی مهمانی ها بگذارند و ...


ادامه مطلب ...