امروز روز شلوغی داشتم و چون اواسط مرداد تشریف داریم ، گرما مرا از پا انداخته بود ... البته از دیروز بطور محسوسی افت دما داشتیم ! در تبریز سایه با زیر آفتاب خیلی فرق دارد ولی مثلا در تهران سایه فقط آفتاب ندارد ولی حرارت انگار یکسان پخش شده است !
یکی از بهترین برنامه های تلویزیون ، برای گروه سنی ما و البته برای خیلی بزرگترهای ما ، مجموعه های طنز و آموزشی « مثل آباد » و « محله برو بیا » بود ... با نقش آفرینی خیلی ها و در این میان فیزیک بدنی اکبر عبدی و نقش آفرینی هایش او را پررنگ تر کرده بود ...
خواب نوشین من مربوط به شب دوشین بود ... من قبلا هم نوشته ام که در خیابان های اطراف ما ، انواعی از صداهای ناهنجار در بازه ی بیست و چهار ساعته ، انواعی از شوک ها را به ما وارد می کند و برای همین تا خود صبح چندبار بیدار شده و دوباره می خوابیم و شاید هم بدون اینکه متوجه باشیم این شوک ها کانال خواب را پائین و بالا می کند !؟
دیشب کمی باران آمد ، البته صبح ، یکی از دوستان که شب گذشته از ددر روز جمعه برمی گشت ، تعریف می کرد که بعد از پلیس راه تبریز ، رسما باران بود و خیلی هم شدید ! بهرحال کلانشهر یعنی همین ، نصفش آفتاب است و نصفش بارانی !؟ فکر کنید کلان کشور روسیه چی هست که نصفش روز است و نصفش شب !!