امروز رفته بودم والیبال ، البته از صبح چند تا کارداشتم که یک جورایی درست از آب در نمی آمدند و منهم نمی خواستم از کوره در بروم و بنوعی آرامش خودم را حفظ می کردم و سر آخر برای اینکه راحت تر بشوم توی ذهنم داشتم یکی از داستان های خودم را پیش می بردم ... این روش واقعا خاصیت دیازپام برایم دارد و گاهی می ترسیدم که نکند معتاد به این دیازپام بشوم ولی حالا دیگر نمی ترسم !؟
ادامه مطلب ...
مغازه دوستم بودم و سرش شلوغ بود و گاهی مشتری های پردردسر و کم منفعت را به همسایه ها پاس می داد و به من هم می گفت بگذار آنها هم کار بکنند ...
ادامه مطلب ...
امروز آخرین روز تابستان است و دیشب رسیدن پائیز را با اولین باران پائیزی جشن گرفتیم ، بقدری باران کم شده است که آدم با دیدن باران تعجب می کند ...
ادامه مطلب ...