یادداشت های دادو
یادداشت های دادو

یادداشت های دادو

تیردان خالی !


دزدی وارد خانه ای می شود و بعد از جستجوی زیاد ، دست خالی می ماند ... موقع بازگشت از شدت ناراحتی (!) دفتر مشق بچه صاحبخانه را خط خطی می کند !! 

ادامه مطلب ...

سرور و شادی

 

امروز رفته بودم والیبال ، البته از صبح چند تا کارداشتم که یک جورایی درست از آب در نمی آمدند و منهم نمی خواستم از کوره در بروم و بنوعی آرامش خودم را حفظ می کردم و سر آخر برای اینکه راحت تر بشوم توی ذهنم داشتم یکی از داستان های خودم را پیش می بردم ... این روش واقعا خاصیت دیازپام برایم دارد و گاهی می ترسیدم که نکند معتاد به این دیازپام بشوم ولی حالا دیگر نمی ترسم !؟

 

ادامه مطلب ...

پری دریایی ...

 

مغازه دوستم بودم و سرش شلوغ بود و گاهی مشتری های پردردسر و کم منفعت را به همسایه ها پاس می داد و به من هم می گفت بگذار آنها هم کار بکنند ...

 

ادامه مطلب ...

پایان تابستان

 

امروز آخرین روز تابستان است و دیشب رسیدن پائیز را با اولین باران پائیزی جشن گرفتیم ، بقدری باران کم شده است که آدم با دیدن باران تعجب می کند ...

 

ادامه مطلب ...

استقلال

 
دیروز دو جا منبر گذاشته بودم ، یکی سرپایی بود و یکی در یک جلسه دوستانه ... در منبر سرپایی به یک‌ جمع سه نفره برخوردم که شدیدا فوتبالی بودند ! 

ادامه مطلب ...