آینده نگری


زحمت کشیده اند و از مدرسه یک کتابچه معرفی کرده اند که اختیاریست ولی اجبارا باید روز اول مهر ، به معلم تحویل داده شود و صد البته به نفع بچه هاست !


ادامه مطلب ...

بوی ماه مدرسه !

 

شدت بوی ماه مدرسه از بوی جوراب زمان بچگی های ما زیادتر است ! زمان ما کفش عبارت بود از یک پاپوش چکمه ای که اغلب از لاستیک بودند ( خاصه که زمان مدرسه یا باران بود و یا برف !) و برای همین بعد از یک مسافت طولانی به مدرسه می رسیدیم و یک عالمه ورجه وورجه می کردیم و بعد همین مسیر را برمی گشتیم ! و اولین کارمان که البته بسیار هم سخت بود ، مسئله جوراب بود !؟


ادامه مطلب ...

حساس بودن !


حساسیت داشتن با حساس بودن خیلی فرق دارد و اینکه ما بدانیم به چه چیزی حساسیت داریم و به چه چیزی باید حساس باشیم ، می تواند کمک بزرگی به ما بکند !


ادامه مطلب ...

عیادت !

 

برادرخانم برادر بزرگم بعلت ناراحتی در ناحیه قلب در بیمارستان بستری بود و البته چند روز بود که خبر می گرفتم و بالاخره امروز طبق برنامه ریزی زیرمیزی (!) بانو ، قرار شد که برویم بیمارستان برای عیادت...


ادامه مطلب ...

لات و لوت !

 

ما یک مثلی داریم که به وقت استفاده اجتماعیش ، مانند استفاده از بمب اتمی به وقت استفاده نظامیش می باشد ؛ « لوت-ون نئی وار کی لات-ا وئرسین !» ( لخت  چی داره که به ولگرد بدهد !)


ادامه مطلب ...