سالهایی نوجوانی ما ، پر بود از انواع شعارهای انقلابی و البته با مفهوم و دارای ساختار قوی که هنوز هم می شود از آنها بعنوان آثار بزرگ یاد کرد و تفسیر و تشریح کرد ؛ مثلا سرود شعاری و انقلابی « والا پیام دار محمد » دلیل اش هم این بود که سراینده آن یک دوره گرد خیابانی نبود بلکه یک دوره گرد اجتماعی بود که در نهایت شخصیت فکری اش آن را سروده بود ...
من چند وقتی هست که دیگر از برنامه «صبحانه ایرانی» خوشم نمی آید ... برای اینکه شور مصنوعی بودن را درآورده اند !؟ ( البته برخی مهمان هایشان محترم و عزیز هستند ! ) حتی خبرهایی هم که می خوانند و پیام هایی که از بیننده ها می خوانند ، مهندسی ، تکراری و بی اثر شده است !؟ شاید بهترین قسمتش همان سلام ساعت 8 باشد!!
دو قطار در اسپانیا به هم خورده اند و تعدادی کشته و مجروح داشته اند ، این حادثه عجیب نیست ولی وقتی در اروپا باشد ، عجیب است !؟
روزهای جمعه که برنامه ددر نداشته باشیم برای صبحانه خانه مادرم می رویم ! چندباری که رفته ایم حالا عادت کرده است و حوالی ساعت 9 که می شود زنک می زند که کجائید !؟ البته اکثرا در آن زمان توی راه هستیم ! این چند روز گذشته برنامه ددری نداریم ، هم وضعیت هوا خیلی درهم برهم هست و هم اینکه باید برای ماشینمان تایر تازه بگیرم ؛ یعنی داستان جدید !
این اصطلاح که در عنوان آمده است در محاورات عمومی ما استفاده می شود و بمعنای " این نشد ، آن " یعنی وقتی آدم برای نیازی دنبال چیزی می رود ، رفع نیاز مهمتر است از این دست و آن دست کردن برای انتخاب رنگ و مدل و ...(!) ؛ مگر اینکه فرصت و امکانش بوده باشد !