خلاصه نویسی

 

دیروز در فضای مجازی ، به چند صفحه برخورد کردم که محتوایشان خلاصه نویسی برخی کتاب ها بود و در نوع خود جالب ... هم تصویر داشت و هم تخلیص !


ادامه مطلب ...

فلسفه داشتن !

 

از چند روز پیش بانو و نوراخانیم در تدارک پنهانی مراسم تولد برای من بودند ، البته می دانستند که موافقت ضمنی من را ندارند چه برسد به ذوق مرگی در زمان سورپرایز شدن !؟ من اصولا اهل سورپرایز شدن نیستم و حالا یادآن دوربین مخفی افتادم که در روسیه (!) یکی رفته بود داخل سطل آشغال و وقتی کسی آشغالش را درسطل می انداخت ، آن را بیرون می انداخت !؟ یکی ازاین شوخی خوشش نیامد و بلافاصله کلتش را بیرون کشیدو داخل سطل را ندیده چند تا تیر زد !!؟


ادامه مطلب ...

۱۵ مهر !

 

نمیدانم کار خود روزگار است یا کار تندباد حوادث است که گاهی همه چیز را جمع می آورد و پست دیواری جمع می کند !؟


ادامه مطلب ...

بعد از نیمروز !

 

بعد از ظهر باید می رفتم والیبال ، بهانه برای نرفتن داشتم ولی نمی دانم ایراد از نسل ما و تربیتی که شامل حال ما شده است ، هست (!؟)  یا مشکل شخصی من است که تا جریان اورژانسی نشده است ، پایبند عهدی که بسته ام می مانم (!)؛ حتی اگر این عهد ، اوکی دادن به حضور در یک جمع ورزشی در زمان مشخصی باشد !


ادامه مطلب ...

تا نیمروز ...


باید یک سفارش را می رساندم ، اول صبحی یکی از نگهبانان را دیدم که چند روزی بود که نبود ! مکافات داریم ؛ سراغ یکی از نگهبانان را وقتی می گیری فکر می کنند در خفا ، سر و سری داریم !؟


ادامه مطلب ...