انسانها تلاش زیادی می کنند تا آنگونه که دوست دارند دیده شوند و با کمی سعی و تلاش دیده می شوند! ولی چون سیستم تشخیص هر فرد با دیگری فرق دارد ، مردم همدیگر را آنگونه که دیده می شوند ، قبول نمی کنند !؟
عنوان را همینطوری و بدون بررسی جوانب اش نوشته ام و گمان می کنم این ممد بوقی همان لیدر هوادار یکی از تیم های پایتخت بوده باشد و شاید هم حالا منتظر رحمتی که برسد یا نرسد !؟
نوراخانیم توی اتاقش علوم تمرین می کرد و رسیده بود به حواس پنجگانه ، آمد پیش من و همان ها را از من پرسید تا بداند من هم می دانم یا نه !؟ و سوال کرد ...
دیعصر یهوئی بلند شدم و گفتم که به خانه مادرم می روم برای شام و شاید هم همانجا ماندم ... مادر من خیلی به تنها ماندن عادت کرده است و البته که لذتش را برده است و حالا که کمی کم تحرک شده است و خانه نشین ! حوصله اش سر می زود و می خواهد همیشه کسی در اطرافش باشد و البته همچنان تنهایی اش هم محفوظ باشد ! مثلا می خواهد یکی از ماها برویم و نزدیکی اش خانه بخریم و در دسترس تر باشیم !
روزگار غریبی شده است ! دیروز نیم ساعت پای تلویزیون بودم و زملن پخش خبر بود !! مسئول هدفمندی می گفت باید مردم خوداظهاری کنند تا تکلیف مبلغ اضافی یارانه معلوم شود !! مسئول کار و رفاه می گفت برای یازده میلیون واریز مبلغ اضافی شده است !؟ میناخانم هم گفت که مبلغ قطعی همان پانصدهزار می باشد !؟