نمیدانم کار خود روزگار است یا کار تندباد حوادث است که گاهی همه چیز را جمع می آورد و پست دیواری جمع می کند !؟
بعد از ظهر باید می رفتم والیبال ، بهانه برای نرفتن داشتم ولی نمی دانم ایراد از نسل ما و تربیتی که شامل حال ما شده است ، هست (!؟) یا مشکل شخصی من است که تا جریان اورژانسی نشده است ، پایبند عهدی که بسته ام می مانم (!)؛ حتی اگر این عهد ، اوکی دادن به حضور در یک جمع ورزشی در زمان مشخصی باشد !
باید یک سفارش را می رساندم ، اول صبحی یکی از نگهبانان را دیدم که چند روزی بود که نبود ! مکافات داریم ؛ سراغ یکی از نگهبانان را وقتی می گیری فکر می کنند در خفا ، سر و سری داریم !؟
در خبر خواندم که دریاچه گهر در استان لرستان ، شهرستان درود ، همان که پشت قله اشترانکوه قرار دارد ، همان که دسترسی با ماشین نداشت و باید پیاده می رفتیم تا کنارش ، همان که زیبایی و سکوتی طبیعی و بیاد ماندنی داشت ... ثبت جهانی شد !؟
و گفت : قضاوت را چهار قسم است ، سه قسم آن مستوجب آتش است و یکی درست ! اگر بدانی و به طرف حق قضاوت کنی ، درست است ! اگر ندانی و به طرف حق قضاوت کنی ، غلط است ! اگر بدانی و بناحق قضاوت کنی ، غلط است ! اگر ندانسته بناحق قضاوت کنی ، غلط است ! »