استارت برنامه علم کوه را از ساعت ۶ صبح به مقصد تهران زدیم ، ابتدا باید سری به شهر دماوند در تهران می زدیم تا بعد از تحویل یک محموله زنده (!؟) به چالوس برویم ...
ادامه مطلب ...
دوستم تماس گرفته بود که در این چند روزی که درپیش داریم برویم « علم کوه » ، چند سالی هست که به هر پیشنهادی از این دست ، طاقچه بالا می گذارم و سعی می کنم تا بپیچانم (!) دیگر خوشم نمی آید توی جمع هایی بروم که دوستم ندارند و دوستشان ندارم (!؟) و می خواست تا برنامه ریزی بکنم ...
من هروقت فرصت بکنم ، می روم و توی اینترنت سرچ می کنم و چند تا تابلو خطاطی و خط مقاشی و سیاه قلم و ... پیدا می کنم و دل سیر می نشینم و نگاه می کنم !؟ و باز برای نوبت دیگر که فرصت بکنم ، زنبیل توی نوبت می گذارم !
نوشته ای که در ادامه می گذارم متن ترجمه شده از مصاحبه رهبر حزب دموکرات های سوئد می باشد که در نوع خود بسیار خواندنی و آموزنده می باشد ( مخصوصا برای سیاستمداران درپیتی ما که دو ساعت حرف می زنند و همه اش چندپهلو که هم آخور را در اختیار داشته باشند و هم توبره را !؟ )
دیروز عصر در خانه نشسته بودم که مادرم زنگ زد و خبر فوت یکی از همسایه های قدیمی مان را داد ، ما با برخی از همسایه های قدیمی نزدیکتر از فامیل هستیم ...