با توجه به اینکه برخی ترجمه ها به من می رسند و به اندازه یک دور مطالعه بدون غرض و تعصب آنها را می خوانم ، باعث می شود تا آنها را بازنشر بکنم ... این نسخه ها اگر چه بدرد جامعه بیمار ما نمی خورد ولی برای دانستن اینکه چقدر با جامعه نسبتا سالم (!؟) فاصله داریم مفید است ...
این روزها از بلبشوی موجود که بیشتر در سایه شعار پوپولیستی وفاق رئیس جمهور بیش از حد قاراشمیش شده است ( جامعه ای که فضای باز رسانه ای ندارد و دموکراسی را تجربه نکرده است ، وفاقش چه بشود ؟!) تریبون دست برخی ها افتاده است تا کمی خودشوئی بکنند و شاید هم سیاست بالادستی است تا کمی حواس ها را از دلار 225 تومانی منحرف بکنند !؟
و خاصیت انسان متمدن این است که وقتی حس بکند زیر خط فقر است ، سوسیالیست می شود ، کمونیست می شود ، دنبال عدالت می رود ، خواهان مساوات اجتماعی می شود و ... ولی وقتی چهار تا اسکناس جیبش را ورقلمبیده می کند ، قانون گریز می شود ، دولت که سهل است خدا را بنده نمی شود و ...
دیشب خواب بودم و توی خواب با چند تا از دوستانم بودم و یک جایی بودیم شبیه کوه ، یا یک اردوی ورزشی !؟
راننده نیسان بود ، هر روز در وانت تلفنی بغل چاپخانه دوستم می نشست و بقول خودش دو پاکت سیگار دود می کرد و البته شکایت از نبود درآمد ...