ما در محله مان یک مقبره داریم مشهور به « قبر جناب حمال » ( حمال همان باربر است و ورژن های قدیمی پیک ! باربر ، باربر است یا با اسکانیای فلان میلیاردی یا با فرغون فلان میلیونی !؟)
من متولد ماه مهر هستم ، یک مهرماهی اصیل که تمام خصوصیات رفتاری ام ، نوشته های کتاب متولدین مهر در فرهنگ هندی را تایید می کند !
مولوی می گوید :« خمش باش ، در این مجمع اوباش ! مگو فاش ز مولی و ز مولا » و در حکایتی از سعدی می خوانیم « از لقمان پرسیدند ادب از که آموختی ؟ گفت از بی ادبان ، هر چه از عمل آنها درنظرم ناپسند آمد ، از فعل آن دوری کردم »
زحمت کشیده اند و از مدرسه یک کتابچه معرفی کرده اند که اختیاریست ولی اجبارا باید روز اول مهر ، به معلم تحویل داده شود و صد البته به نفع بچه هاست !
شدت بوی ماه مدرسه از بوی جوراب زمان بچگی های ما زیادتر است ! زمان ما کفش عبارت بود از یک پاپوش چکمه ای که اغلب از لاستیک بودند ( خاصه که زمان مدرسه یا باران بود و یا برف !) و برای همین بعد از یک مسافت طولانی به مدرسه می رسیدیم و یک عالمه ورجه وورجه می کردیم و بعد همین مسیر را برمی گشتیم ! و اولین کارمان که البته بسیار هم سخت بود ، مسئله جوراب بود !؟