-
خانه تکانی برای مهمانی ...
شنبه 26 آبان 1397 17:41
دیروز برای شام چند تا از دوستان مهمان مان بودند و برای همین مجبور شدم کمی کار عقب مانده را کمی جلوتر بیاندازم !! و یکی از آنها تمیز و مرتب کردن بالکن بود و انصافا بعد از اینکه برش سنگ های آنتیک را آنجا انجام داده بودیم ، تا خرخره پودر سنگ داشت !!؟ و بعد از آن کمی به مرتب کردن و مرمت کردن زیرپائی های کنفی پرداختیم ......
-
اوضاع دلاری امروز ...
پنجشنبه 24 آبان 1397 11:54
دیروز خبر رسید که دو نفر از سکه خرها را بدلیل افساد در نظام اقتصادی (!) اعدام کردند ... خبری که 20/30 هم آن را پررنگتر پخش کرد و انگار همین دو نفر بازار چند ماه گذشته را بهم ریخته بودند و همه چیز زیر سر آنها بوده است !!؟ از آنکه اینهمه سکه به آنها فروخته بود و لابد غولی بود بزرگتر از اینها (!) خبری نبود !!؟ و خیلی از...
-
فضابینی ...
پنجشنبه 24 آبان 1397 11:39
دیروز سر راهم سری به جناب فوتورافچی زدم ... از دور که نزدیک می شدم دیدم چند فقره مشتری دارد ، گمان کردم کلاس عکاسی دارد که با دست اشاره کرد که بیا ... کلاس بود ولی نه از نوع کلاس های عکاسی خودش !! شاگردانش از هنرستان آمده بودند و قرار بود کلاس آشنائی با تلسکوپ و عکاسی با تلسکوپ و ... آموزش داده شود !! هنوز شاگردانش...
-
یک از هزار بودن !
سهشنبه 22 آبان 1397 10:37
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید تو چراغ خود برافروز ، که یکی چراغ روشن ، ز هزار مرده بهتر !! البته در داستان معروف بچگی ها ، « قصه ی جیددان » ، این نور از خانه ی دیو می آمد !! === توی فیلم وسترن دیشب ، چند فقره اسب دزد ، گله اسب را به رودخانه رساندند و یکی گفت ؛ حالا چطور اینهمه اسب را از رودخانه رد کنیم ؟ و...
-
خرد جمعی !! جهل جمعی !!
شنبه 19 آبان 1397 18:20
وقتی بازار کلماتی که به گروه خون فرهنگی جامعه نمی خورد ، رواج پیدا می کند (!!) خواه ناخواه این فکر جرقه می خورد که عده ای بسیار اندک و بسیار شیاد (!) از این کلمات زیبا تله می سازند تا با سرگرم کردن مردم ، به منافع بیشمار و غلط خود برسند ... دیروز برای یک زیارت پائیزی رفتیم طرف رود ارس و با توجه به قرار داشتن در پائیز...
-
ددر نیم روز ، دیروز (2)
پنجشنبه 17 آبان 1397 13:36
برنامه ی ددر دیروز خیلی سرپائی بسته شد و برای همین در بدوبدوی تدارکات بودیم ، با توجه به سردی هوا ، خوردن یک پیاله سوپ داغ می توانست سورپرایز خوبی باشد و برای همین قابلمه ی سوپ هم رفت روی اجاق گاز و آماده شدیم تا زنگ بزنند و بیایند دنبالمان و برویم ... ددر پائیزی بهتر است برای بودن در ماشین تنظیم بشود ، سردی پائیز از...
-
ددر نیم روز ، دیروز ...
پنجشنبه 17 آبان 1397 11:56
دیروز حوالی ظهر بود که از خانه زدیم بیرون ، باتفاق دوستان برادربانو و قرار شد یک دوری بزنیم ؛ در همنی حوالی !! نزدیکترین دوری که بشود دور شهر چرخید را انتخاب کردیم و راه افتادیم ... هوا که ابری بود و آسمان دلگیر ، کم کم چهره ی مسیر عوض می شد و ما همچنان می رفتیم ... فعلا چند تصویر برای شروع برنامه را داشته باشید تا...
-
یک بیادآوردن ...
سهشنبه 15 آبان 1397 14:51
امروز صبح که برای خرید نان از خانه بیرون رفتم ، خیلی ریز داشت می بارید و معلوم بود که این آهسته باریدن تداوم خواهد داشت ، یادم آمد داستان های رشت و بارش های چند روزه و قدم زدن های طولانی زیر باران و چه کیفی می داد بعد از خیس شدن در زیر باران و نم کشیدن در حد حمام کردن ، در یک جای گرم و نرم (!) ، یکی دو ساعتی خوابیدن...
-
شاخص های اجتماعی اعتماد ...
یکشنبه 13 آبان 1397 22:24
دیروز پرسپولیس در ژاپن بازی داشت و نمی دانم از روی چه انگیزه ای (!!) قرار شده بود این بازی بصورت همزمان در مدارس کشور پخش بشود !؟ لابد فکر کرده بودند که بازی یک تیم باشگاهی ( از نوع دواتی !! ) در این سطح از باشگاههای آسیا (!) می تواند بهانه ی خوبی برای همسوئی ملی باشد !! البته اگر وزیر ورزش این پیشنهاد را داده باشد ،...
-
آدمِ کی بودن !؟
شنبه 12 آبان 1397 16:18
مغازه دوستم بودم که یکی وارد شد ، برخی ها ظاهرشان را چنان مرتب می کنند که مثلا تابلوئی از درونشان باشد ولی برخی ها ساده و عمومی لباس می پوشند و نمی شود از ظاهرشان فهمید که صاحب چه دیدگاهی هستند !! فردی که ذکرش می رود یک تیپ خیلی مذهبی برای خودش درست کرده بود و نوع راه رفتنش هم فرق می کرد !! برای پیگیری سفارشش آمده بود...
-
سرگردانی ...
جمعه 11 آبان 1397 14:54
-
شب بخارا
پنجشنبه 10 آبان 1397 13:30
یکی دو روز پیش بود که در صفحه ی انیستای دوستی یک پوستر دیدم که نشان می داد " شب بخارا " در تبریز برگزاریِ یک نشست دارد !! زمانش هم جوری بود که به زمان بیکاری عصرم می خورد و اگر کار خاصی پیش نمی آمد می توانستم سری بزنم !! حوالی ساعت 17 بود که وارد سالن همایش شدم ، شهرداری در محوطه شاهگلی یک ساختمان اداری دارد...
-
ثبت لحظه ...
پنجشنبه 10 آبان 1397 12:22
وقتی آدم توی این مسیر می افتد که وقایع خاص روزانه اش را ثبت بکند !! کمی حساس می شود به آنچه باید انتخاب بکند تا به نوشتن خودش ارزش زمانی و مکانی و احیانا فکری و عقیدتی بدهد (!) و همین انتخاب ها باعث می شوند تا همان حساسیت کمی بالاتر برود و بالطبع به همان اندازه هم باید چشم و گوش و سایر امکاناتش را آماده تر نگهدارد ......
-
پریشان خوابی ها ...
چهارشنبه 9 آبان 1397 09:46
دیروز بعد از ظهر ، نیم ساعتی خوابیدم و برای همین امروز صبح دو ساعت تاوان بیداری دادم !! قبلاها ظهر که می خوابیدم در ابتدای شب خوابم نمی برد و حالا این تاوان به بعد از خواب منتقل شده است !! سالنی که برای والیبال می رویم به دوستم گفته است که اگر این تایم را می خواهید ، هر هفته باید وجه هفته ی بعد را هم بدهید !! دوستم...
-
اصل بد نیکو نگردد ...
دوشنبه 7 آبان 1397 23:47
دیروز را روز خوبی می توان نامید (!!!) چرا که یا علی گفته و یکی از کارهای نیمه تمام را استارت مجدد زدم ؛ کارهای نیمه تمام در زندگی ما ساری و جاری هستند و شاید یکی از شاخص های فرهنگی ملت ما بحساب بیایند ... لوسترهای خانه را خودم طراحی کرده بودم و برایشان لامپهای LED گرفته بودم و زیبا شده بودند تا اینکه از ماه گذشته ،...
-
کشور تخم مرغ دزدها ...
یکشنبه 6 آبان 1397 16:06
وقتی حرف از اختلاس و دزدی و ... می آید همه ذهن شان می رود طرف چند فقره دانه درشت اقتصادی !! کسانی که اعدام بشوند یا نشوند !! زندان بروند یا نروند !! و ... !! مقامات مسئول از هر دستگاهی که باشند باید شرمسارانه سرشان را بدوزند به زمین تا سیاهی روی پیشانی شان بزرگتر از پیشانی شان بشود !! بنظر چنین می آید که ما در هیچ...
-
بیادمان می آورد ...
شنبه 5 آبان 1397 10:55
زندگیِ روزمره ، لنگ لنگان ولی باشتاب ، در ناموزونترین وضعیت دارد به پیش می رود و این دفتر هی ورق می خورد و ورق می خورد ... گاهی اوقات اتفاقاتی هستند که ما را برمی گردانند تا دوباره نگاهی به پشت سر بیاندازیم ... فرقی نمی کند چه اتفاقی باشد (!؟) یک مراسم ساده برای تولد و یا دیدن چند عکس یهوئی !! دیروز تولد آقئین (...
-
بدفرهنگی ها ...
جمعه 4 آبان 1397 13:52
دیروز آخر هفته بود و ویکندهای ما غالبا پر از مراسمات مربوط به درگذشتگان می باشد ، از شام غریبان گرفته تا سوم و ی جاها شب هفت و بالاخره چهلم و سالگرد و ... خدا را شکر که جامعه فرهیخته به این فکر نیافتاده است که برای امواتشان چندمین سالگرد بگیرند والا چه آشی می شد !!!؟؟ دیروز پنجشنبه بود و بعد از ظهر چهار فقره مجلس ختم...
-
یک روز پر دیدار ...
پنجشنبه 3 آبان 1397 09:26
پریشب خانه ی مادرم بودیم و دیروز صبح بعداز تماشای قسمت هایی از برنامه حالا خورشیداز خانه خارج شده و بطرف مرکز شهر رفتیم ، کمی بعد بانو به طرف محل کار خودش رفت و من رفتم دنبال کارهای نیمه تمامی که هیچگاه نمی خواهند تمام بشوند !! پریشب حوالی ساعت 11 بود که توی یکی از کانال ها به میزگرد آماری رسیدم ... فکر کنم رئیس مرکز...
-
روایت یک خواب (2)
سهشنبه 1 آبان 1397 16:35
خواب به آنجا رسید که اسم من از توی جعبه بیرون آمده بود برای داشتن یک روز عشقولانه با یکی از همکلاسی ها ... آنهم در کجا !؟ بلژیک !! ولی من ته دلم از دلهره های ایرانی داشتم (!!) از آن دسته که یکی ببیند چه می شود !؟ یکی بگیرد چه می شود !؟ این استرس ها تا اعماق خوابهایمان هم رسوخ کرده است و از دست یونگ هم کاری ساخته نیست...
-
کششی باید ...
سهشنبه 1 آبان 1397 16:18
دیروز توی نمایشگاه کتاب من از جلوی غرفه ها رد می شدم و کف دستم را از روی کتابهای چیده شده حرکت می دادم و به دوستم می گفتم : " من دارم غرفه ها را اسکن می کنم و مطمئن هستم اگر چیز جالبی بود ، خودش مرا جذب خواهد کرد !! والا نگاه کردن به اینهمه غرفه و کتاب چند روز وقت می گیرد ... در قسمت بین الملل که کتاب های خارجکی...
-
نمایشگاه کتاب
دوشنبه 30 مهر 1397 22:47
یکی دو روزی هست که نمایشگاه کتاب افتتاح شده است و امروز در برنامه ی بعد از ظهرم گنجانده بودم که بروم ... سر ظهر دنبال یکی دو همپا بودم ولی پیدا نکردم ! هر جائی را باید با اهلش رفت که شاعر فرموده است : چای ارچه مضر است ولی تا که خورد وانگاه چه اندازه و یا با چه خورد !! ( این شاعر اون شاعر نبوده است !؟ ) خلاصه اینکه زنگ...
-
بله دیگه ، ما هم !!
دوشنبه 30 مهر 1397 13:48
از خاطرات قدیمی بیادمانده من که گهگاه در برخی محافل خودمانی ذکرش می رود (!) داستان نفت خوردن من بود و البته این مورد نه یک بار که چندین بار تکرار شده بود !! حالا چرا این موضوع را باید در یک پست بیاورم ، دلیل جانبی دارد ! اول بروم سر قضیه نفت خواری !!! آن زمان که ما خیلی کوچک تشریف داشتیم و تقریبا اواخردوره پهلوی می...
-
چاشت
دوشنبه 30 مهر 1397 09:59
-
درباره زندگی
یکشنبه 29 مهر 1397 16:48
زندگی شوخی نیست باید با جدیت تمام زندگی کنی مانند سنجاب مثلا ، بیرون از آن ، در انتظار هیچ چیز نباید باشی. یعنی همه توان و تلاشت باید زندگی باشد. زندگی را باید جدی بگیری آن چنان جدی که مثلا دست بسته و یا پشت به دیوار یا عینک بزرگ بر چشم و روپوش برتن در آزمایشگاه در راه انسان ها بمیری بی آنکه حتی چهره شان رادیده باشی ،...
-
روایت یک خواب (1)
یکشنبه 29 مهر 1397 14:38
دیشب طبق معمول زود خوابیده بودم ، برای اینکه آدم بداند تلویزیون چقدر از وقت شریفش را می گیرد (!) بهتر است آن را کنار بگذارد و از زمان های زیادی که بدست می آورد استفاده بکند !! مخصوصا برای بموقع خوابیدن و در نتیجه سیر خوابیدن !! دیشب توی خواب ، در کشور فرانسه تشریف داشتم !! البته خیلی زود معلومم شد که فرانسه نیستم و...
-
29 مهر ماه ...
یکشنبه 29 مهر 1397 13:41
29 مهرماه ، روز کوهنوردان ، برتمامی دوستان و همنوردان و دیگر کوهنوردان مبارک باد.
-
فشارِ بودن !!
جمعه 27 مهر 1397 18:50
رفته بودم از قنادی محله شیرینی بخرم ، پدر و پسری هم آنجا بودند ، برای پسرش کیک تولد خریده بود و موقع خروج از قنادی بودند که پسره هی زیر لب می گفت : " شمع نخریدیم ... !! " پدر با قیافه ی عصبی برگشت و گفت : " شمع می خواهی چکار ؟ " پسر زیر لبی حرف می زد ؛ انگار نمی خواست صدایش شنیده شود (!) : "...
-
این روزها ...
سهشنبه 24 مهر 1397 21:20
توی مسیر مخصوص اتوبوس های تندروی شهر که BRT نامیده می شوند !! سه فقره سواری وارد شده بود و مابین اتوبوس های بزرگ و آکاردئونی گیر افتاده بودند !! پیرمردی که کنار من ایستاده بود ، زیرلبی فحش جانانه ای داد و گفت : " این اتوبوس هر سه ی اینها را باید له بکنند تا بقیه درس بگیرند و وارد محدوده ی اتوبوس ها نشوند !!...
-
ویروسی شدن وزارت بهداشت ...
یکشنبه 22 مهر 1397 12:54
امروز توفیق اضافی داشتیم تا در خانه ی مادر بیشتر جلوی تی وی باشیم و پی به خرافت و بلاهت در وزارت بهداشت ببریم ، البته قبل از جلسه ( که بازپخش می دیدیم ! ) گناه کردیم و فکر کردیم طبق معمول دکتر حریرچی می آید تا مثل آقای بوپی کارتون تنسی تاکسیدو همه مشکلات را رفع و رجوع بکند ولی خوشبختانه شرکت کننده ها افراد دیگری بودند...